تبليغاتX
pooria poorsorkh
  صفحه اصلي ايميل مدير آرشيو مطالب طراح قالب  

  کاربر مهمان، خوش آمديد!

 
منوي اصلي
لينکهاي سريع
صفحه نخست
ايميل ما
آرشيو مطالب
طراح قالب
موضوعات
گالری عکس
سریال شکرانه
خبر و مطلب و نقد
شب شیشه ایی
صندلی داغ
پسران اجری
روز سوم
جشن رمضان 86
مصاحبه
مهمان
مصائب دوشیزه
دانلود ساعت شنی
کاغذ دیواری پوریاپورسرخ
جلد مجلات
چشم انداز
وفا
بيوگرافي
ساعت شنی
عيار 14
حركت اول
دانیال عبادی
گفتگو دانیال عبادی
گالری عکس دانیال عبادی

آرشيو ماهيانه
87021.aspx
86124.aspx
86123.aspx
86122.aspx
86121.aspx
86114.aspx
86113.aspx
86112.aspx
86111.aspx
86104.aspx
86103.aspx
86102.aspx

لينک دوستان


هواداران دو اتیشه پوریاپورسرخسوگل(پورسرخ)سانی(پورسرخ)غزاله(پورسرخ)هانیه(پورسرخ)مریم(پوریاپورسرخ)نیلوفر(پورسرخ)ارزو(پورسرخ)هیلدا(پورسرخ)تالار گفتمان هواداران دو اتیشه پوریا پورسرخمنصوره(پورسرخ)ستاره طلایی(پورسرخ)اشنا(پورسرخ)اسیه(پورسرخ)نیروانا(پورسرخ)اوا(پورسرخ)ساحل(پورسرخ)مینو(پورسرخ)الهام عاشق دیوونه ی پوریا(پورسرخ)فرزانه(پورسرخ)باهره(پورسرخ)فائزه(پورسرخ)زهرا(پورسرخ)سحر(پورسرخ)رژین(پورسرخ)حمید(پورسرخ)رویا(پورسرخ)سپیده(پورسرخ)مروارید(پورسرخ)بروبكس رپر امارات مهسا (پورسرخ)مائده(پورسرخ)سوگند(پورسرخ)سحر جووووون(پورسرخ)


لوگوي دوستان

لوگوي شما


تبليغات شما

تبليغات





مصاحبه

پوريا پورسرخ ساخت PDF چاپ ارسال به دوست

بيوگرافي


متولد ساعت 4 صبح روز چهارم تيرماه 1356 است.او در محله جردن تهران متولد شده و بزرگ شده همانجاست و فرزند اول خانواده است.دو خواهر و يک برادر کوچکتر از خود دارد که هر سه نفر انها دانشجو هستند.مادرش معلم زبان است و پدرش بازنشسته شرکت نفت مي باشد.مجرد است و به اين زوديها هم قصد ازدواج ندارد.بسيار به کانون گرم خانواده اش مي بالد و به خوبي از خانواده اش ياد مي کند.در خانواده پورسرخ همه داراي تحصيلات عاليه هستند.خواهرها و برادر پورسرخ مثل خوداو مجرد هستند.


دوران کودکي


پوريا در کودکي بسيار شروشيطان بوده.البته با همه اين تفاسير درسهايش عالي بوده.از بس که درسهايش خوب بود به سادگي وارد دانشگاه شد.او بر خلاف عقيده والدينش رشته تحصيلي اش را خودش انتخاب کرد.علاقه زياد او نسبت به رشته تحصيلي اش انقدر بود که بعد از گذراندن چند ترم وارد بازار کار شد.حتي بعد ازاخذ مدرک کارشناسي ارشد مدتي را براي کار به خارج از کشور رفت و همزمان به تحصيل هم ادامه داد.از انجا که پدرش در شرکت نفت بوده دوران دبستان را در شهرهاي مختلف به خصوص شهرهاي جنوبي بوده است.در دوران راهنمايي در مدرسه شهيد باهنر تهران و دوران دبيرستان را در مدرسه رازي گذرانده است.دوران ليسانسش را در رشته اصلاح نباتات دانشگاه شيراز که در اخرين سال تحصيلي رتبه سوم را به دست اورده است.دوران فوق ليسانس را در تهران و رشته فيزيولوژي گياهي گذراند که باز هم با رتبه سوم,فارغ التحصيل شد.
 

او قبل از ان که در سریال وفا بازی کند,همزمان با ورودش به مقطع دکترا پیشنهاد بازی در سریال تلویزیونی فرار بزرگ را پذیرفت و با این کار وارد حرفه بازیگری شد.پوریا به خاطر این که هم درس می خواند و هم کارش را که به رشته تحصیلی اش مربوط بوده را انجام می داد و ازسوی دیگر وارد عرصه بازیگری شده بود

شانس بزرگ زندگی



در اواخر سال1384 پیشنهاد بازی در سریال((وفا)) را به سفارش اقای لطیفی پذیرفت.شخصیت ژوبین پناهی انقدر برای او جذاب بود که نتواند نه بگوید.به نظر پوریا سپردن نقش ژوبین به او یکی از شانس های بزرگ زندگی اش بود.به خاطر بازی در سریال وفا چندین ماه درگیر این پروژه بود.حتی دو ماه را در لبنان سپری کرد.با پخش سریال وفا زندگی او وارد مرحله تازه ای شد.خیلی زود عکسها و پوسترهای او در همه جا پخش شد.اسم او یک شبه بر سر زبانها افتاد و به اوج رسید.البته این اتفاق فرخنده باعث شد تمام فعالیت های قبل از عیدش مثل تحصیل و کارش مختل شود.البته باید گفت هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد.

فقط مهندسی کشاورزی



پوریا شاگرد بسیار درسخوان و زرنگی بوده در سال 1374 یک بار در کنکور تجربی شرکت کرده و قبول شد اما حرف و حدیث ها تازه شروع شد.با این که پوریا فوق العاده درسخوان بوده خیلی ها شرکت در کنکور تجربی او را به خاطر ضعف در درس های ریاضی و فیزیک می دانستند.پوریا به اصرار خانواده و به خاطر ثابت کردن ادعاهای دروغ اطرافیان در کنکور ریاضی هم شرکت کرد و در رشته مهندسی عمران هم قبول شد.پوریا حتی در کنکور پزشکی دوبار شرکت کرد و برای اثبات شایستگی هایش با امتیاز بالاتر از رشته تحصیلی اش قبول شد.با وجود مخالفت خانواده با رشته تحصیلی اش توانست انها را مجاب کند که با ادامه رشته تحصیلی مورد علاقه اش موافقت کنند.پدر و مادر پوریا به شدت مخالف ادامه تحصیل او در رشته مهندسی کشاورزی بودند.

بی انضباط ترین



با وجود درسخوان بودن پوریا به هیچ عنوان بچه ارام و سربه زیری نبوده تا انجا که عالم و ادم را از دست خود عاصی کرده بود اما درسخوان بودن او مانع از برخورد اولیای مدرسه با او می شد.به جز جغرافیا انضباط همه درسهایش در حد عالی بود.پوریا در تمام دوران تحصیلش از جغرافیا گریزان بود به حدی که یک بار مجبور شد با تک ماده قبول شود.با وجود ان که همیشه در درسهایی مثل فیزیک و ریاضی و شیمی و مثلثات و هندسه 20 می گرفت در دوران دبیرستان رشته تجربی را انتخاب کرد.او در تمام دوران تحصیلی اش از شاگردان ممتاز به شمار می رفت و کمترین نمره های کارنامه اش همان نمره های انضباط بوده که با ارفاق اولیا مدرسه و به خاطر کم نشدن معدلش 17 و 18 می شده است.



تلاش شبانه روزی



با وجود همزمانی تحصیل و کار و بازیگری پوریا هرگز شانه خالی نکرد.حتی به خاطر ادامه تحصیل دو سال را خارج از کشور و با شرایط مدرن امروزی گذراند.در سال 1382 به تهران بازگشت با وجود کار و تحصیل و موفقیت در مقطع کارشناسی ارشد و پرداختن به شغل بازیگری و فشار کار و تحصیل مردانه ایستاد وبا پشتکار شخصی اش زیر فشار درس و هنر مقاومت کرد و توانست از عهده همه موارد به خوبی براید.او هیچ وقت حاضر نشد یکی از کار و هنر و تحصیل را کنار بگذارد و به خاطر موفقیت در همه موارد شبانه روز وقت گذاشت.


دوستان صمیمی



از دوستان صمیمی اش که نقش به سزایی در زندگی اش ایفا کرده غلامحسین لطیفی است که در سریال فرار بزرگ و به پیشنهاد او ایفاگر نقش فرهاد بود که این اشنایی در سریالهای وفا و صاحبدلان انجامید.این دوستی انقدر پیش رفته که حتی در رابطه با مسائل خصوصی زندگی اش پیش از خانواده اش با اقای لطیفی مشورت می کند.

نوشته شده توسط parichehr در شنبه یازدهم اسفند 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

مصاحبه

پوريا پورسرخ: مى خواهم مدتى در تلويزيون بازى نكنم
072324.jpg
پوريا پورسرخ معتقد است: اكران يا پخش فيلم ها يا سريال ها پس از گذشت مدتى از ساخت آن، باعث كاهش تازگى بازى بازيگران آن مى شود. اين بازيگر كه سريال «ساعت شنى» را در نوبت پخش دارد (پس از پايان سريال «مدار صفر درجه») در گفتگو با ايسنا خاطرنشان كرد: يك سرى از عوامل از اختيار بازيگران خارج است. به عنوان نمونه مدت ها پيش در سريال خوب «ساعت شنى» بازى كرده ام؛ علاوه بر آن نخستين اثر سينمايى من كه دو سال پيش در آن حضور داشتم، هنوز اكران نشده است. اين در حالى است كه امكان دارد اين آثار همزمان در معرض ديد عموم قرار بگيرند و موجب زياد ديده شدن بازيگر در مقطعى شوند. بازيگر سينمايى «روز سوم» و ايفاگر نقش حامد در «شكرانه» در ادامه گفت: اصلاً دوست ندارم كه پس از سريال رمضان ،۸۶ در تلويزيون بازى كنم؛ قصد دارم تا يك مقطعى در آثار سيما حضور نداشته باشم. وى درباره «ساعت شنى» و پخش آن بعد از مجموعه مناسبتى رمضان گفت:  من بر اساس تجربه خودم در اين سريال بازى كردم كه اگر اين سريال، اثر بدى بود، امكان داشت كه ذهنيت مردم را از من پس از ديدن «شكرانه» خراب كند. پورسرخ درباره تكرار بازيگران در سريال هاى تلويزيونى گفت: اكنون بازيگران خوبى كه امكان حضور در تلويزيون يا سينما را پيدا نكرده اند، كم هستند. البته بازيگران به ويژه جوانان نسبت به حضور افراد جديد موضع مى گيرند و اين اتفاق را بارها به چشم خود ديده ام. وى با تاكيد بر اين كه متأسفانه همه ما مى ترسيم كه فرد جديدى وارد عرصه بازيگرى شود، گفت: برخى نگرانند جاى آن ها را بگيرند و در اين شرايط حتى بازيگر دختر به پسر يا بازيگر پسر به دختر موضع گيرى مى كند. اين در حالى است كه امكان ندارد نقش يك دختر را به من بازيگر مرد بدهند پورسرخ مجدداًتصريح كرد: برخى بازيگران پسر از بازى مقابل بازيگر تازه كار دختر امتناع مى كنند. پورسرخ در ادامه درباره حضور خود در سريال هاى ماه رمضان گفت: پس از انجام يك ريسك و ارائه يك تيپ در «صاحبدلان» به علاوه تحمل فشارهايى كه به علت مطرح شدن «روز سوم» در جشنواره روى ما بود، پيشنهاد بازى در «شكرانه» را قبول كردم. البته نقشى كه بازى كردم، هيچ شباهتى به خلاصه داستان نداشت. اين بازيگر در پايان درباره بازى با هنرپيشگان خارجى گفت: ترجيح مى دهم با همتايان ايرانى خود كار كنم.

نوشته شده توسط parichehr در دوشنبه ششم اسفند 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

مصاحبه

مصاحبه تلاش

پوریا پورسرخ هستم . متولد 4/4/1356 در تهران . مجردم . دو خواهر و یک برادردارم و فرزند اول خانواده هستم . دیپلمم رادر رشته تجربی گرفتم و بعد وارد دانشگاه شدم ودر رشته اصلاح نباتات لیسانس گرفتم . فوق لیسانسم مربوط می شود به فیزیولوژی گیاهی وقصد دارم این رشته راتا اخذ مدرک دکترا ادامه دهم . فیلم های سینمای روز سوم ، مصائب دوشیزه ، پسران آجری ، مهمان و همچنین سریالهای فرار بزرگ، وفا ، صاحبدلان ، شکرانه و ساعت شنی را در کارنامه دارم .

پیش تولید وفا

در حدود سه سال پیش صحبت از نقشی به میان آمد به اسم معین .  در گیر پیش تولید سریال وفا بودم که پیشنهاد بازی در کار آقای بهرام بهرامیان را دریافت کردم .همانطور که می دانید وفا با اقبال عمومی مواجه شد و در راه معرفی من کار خوب وپر سروصدایی بود . پس از آن با آقایان بهرامیان وشریفی نیا در ارتباط با ساعت شنی صحبت کردم .هر دو طرف معتقد بودیم نقش معین می تواند ادامه خوبی باشد برای منی که با وفا معرفی شده بودم ، زیرا هم نقش متفاوت بود و هم اینکه شرایط سختی را به لحاظ بازی می طلبید . از سوی دیگر چون دوست داشتم با این گروه حرفه ای همکاری کنم خوشحالم که این اتفاق افتاد تا من هم بخشی از مجموعه موفق مورد اشاره باشم .

سرم را بالا می گیرم

با وجود آنکه دو سال و خرده ای از ساخت ساعت شنی گذشته است هنوز هم سوژه این سریال بکر مانده است وبه لحاظ ساختاری نیز کار به حد قوی است که می توانم سرم را بالا بگیرم وبه حضور در این پروژه افتخار کنم .

نقش منفی درتلویزیون

شاهین سریال صاحبدلان نیز رگه هایی از منفی بودن را به واسطه شخصیت شری که داشت در خود می دید اما قلب او مهربان بود .ضمن آنکه در نهایت نیز به نوعی استحاله رسید و تا حدودی احیا شد .شاهین ، دل و رفتارش فرق می کرد و شخصیت او به نوعی درگروی تربیت نا صحیح خانواده بود . اما معین ساعت شنی یک نقش کاملا منفی است و از این حیث با شاهین صاحبدلان تفاوت دارد . معین خود را در طبقه ای جا زده که عضو آن نیست . در واقع از آنجایی که برای او هدف، وسیله را توجیه می کند لذا این جوان به هر ابزاری حتی اگر غیر اخلاقی باشد نیز متوسل می شود تا موانع را از پیش رو بردارد و به خواسته هایش برسد . معین وا نمود می کند که متعلق به طبقه ای فرادست خود است تا از این طریق بتواند دختران و پسران را فریب دهد .

زنگ خطر

همانگونه که ساعت شنی در مجموع به برخی از معضلات اجتماعی پرداخته است ، شخصیت معین نیز خالی از این بار نیست و ما قصد داشتیم تا با به تصور کشیدن این جوان به هم نسلان خود اعلام خطر کنیم و بگوییم که برای مثال نباید فریب ظاهر افراد را بخورند وبه بیرونشان اعتماد کنند .

یکی مثل معین

 متاسفانه در جامعه  بر خورده ام به افرادی که شبیه معین بوده اند . یکی از همین آدم ها چند سال پیش دوست من بود .او طوری وانمود می کرد که گویی از مال دنیا بی نیاز است و صاحب ثروتی عظیم ، به همین خاطر وقتی به من و چند نفر از دیگر رفقای مشترکمان پیشنهاد شراکت داد بلا درنگ پذیرفتیم و سرمایه خود را در اختیار او گذاشتیم ، اما او به عوض اجرای پروژه آن پول ها را برداشت و از ایران فرار کرد .

تقدیر از گریمورها

صرف نظر از خود نقش چهره پردازی و طراحی گریم آن نیز از دیگر نقاط قوت شخصیت معین به حساب می آید زیرا بر خلاف کلیشه های رایج که در آنها بد من های جوان حتما باید ابروها را تیغ انداخته باشند و موها را مطابق مد روز درست کنند معین با ظاهری معمولی دیده می شود تا بدین وسیله امکانش فراهم آید که بازیگر بتواند از طریق بازی خود منفی بودن اورا به معرض نمایش بگذارد . از خانم معین نویدی و دانیال عزیز متشکرم .

باور پذیر

سعی کردم این شخصیت را به رغم آنکه منفور بود (یعنی فراتر از یک نقش منفی ) دوست داشته باشم تا بتوانم آن را باورپذیر بازی کنم .

 تلاش :از سختی های کار یکی این بود که باید طوری وانمود می کردی تا شخصیت های درگیر قصه پی به باطن معین نبرد .

پوریا : بله یعنی به نوعی بازی در بازی . من باید طوری بازی می کردم تا مخاطب سریال متوجه شخصیت واقعی معین بشودو از سویی دیگر نباید اجازه می دادم تا حقیقت این آدم نزد پارتنرها یم در ساعت شنی لو برود .

بهترین نقش

تلاش : اعتقاد داریم نقشی که در این سریال بازی کرده ای به رغم حضور کوتاه مدتش بهترین کار تو به حساب می آید ، خودت در این زمینه چه نظری داری ؟

پوریا :تک تک نقش های که تا کنون ایفا کرده ام را دوست دارم اما اگر قرار باشد از میانشان بهترین ها را گلچین کنم من هم مثل شما یکی از انتخاب هایم معین سریال ساعت شنی خواهد بود ، با این حال نباید از نقشی که در(روز سوم ) ایفا کردم نیز غافل شویم .اما در مورد کوتاه بودن نقش معین باید بگویم نقش منفی به خودی خود دشوار است و اگر قرار باشد که آن را در زمانی کوتاه بازی کنید سختی کار چند برابرمی شود ، زیرا به واسطه ی سکانس های کمتری که در اختیار بازیگر قرارمی گیرد اوباید انرژی بیشتری را صرف کند تا نقش باور پذیر از کار درآید .

خود سانسوری

یکی از اصلی ترین مشکلاتی که در مرحله تولید سریال شکرانه داشتیم خود سانسوری بود . آنجا تا می آمدیم کاری را در ارتباط با قصه انجام دهیم به ما می گفتند این کار نکنید ! به همین خاطر قصه مرتبا تغییر فاز می داد تا بدانجا که در نهایت تبدیل به چیز دیگری شد . سریالی متفاوت از آنچه درمتن اولیه آن آمده بود .آنچه که شما آن را جراءت تعبیر می کنید در واقع پرهیز سازندگان ساعت شنی بوده از خودسانسوری وتراشیدن خط قرمزهای فرضی .

صورت مساله

جامعه ما هم مثل هر اجتماع دیگری مشکلات خاص خود را دارد .مردم نیز توقع دارند  هنرمندانشان به این معضلات بپردازند و آنها را در کارهای خود بگنجانند پس روش بسیار نادرستی است اگر بخواهیم با خط قرمزهای فرضی صورت مساءله را پاک کنیم . به طور مثال چندی قبل یکی از مسئولین امور بهداشتی برای بار چندم نسبت به گسترش بیماری ایدز اخطار داد . با این حال اگر کسی بخواهد سریالی در ارتباط با این بیماری بسازد خود را گرفتار در میان عادت خود سانسوری خواهد دید و این درحالیست که می توان از طریق اطلاع رسانی بخشی از جامعه را در مقابل ایدز واکسینه ساخت . اصلا اگر بتوانیم از نقطه نظر فرهنگی قدمی در ارتباط با این بیماری برداریم کار بزرگی کرده ایم . مخصوصا که مردم خیال می کنند وقتی می گویی ایدز ، الزاما باید به معنای ناهنجاری جنسی باشد . در حالی که این مساءله یکی از صدها راهیست که برای انتقال این بیماری وجود دارد .

حرفهای متین جعفری

چندی پیش داشتم مصائبه ی امیر جعفری  با نشریه شما را می خواندم به نظرم این هنرمند با استعداد و توانا حرف بسیار جالبی در اتباط با مقوله ی بازیگری زد . امیر گفت : بازیگر(بازیگر )است و تغییری نمی کند . بنابراین آنچه تغییر می یابد نقش است و نه بازیگر و این بدان معناست که وقتی بازیگری توانسته قابلیت های خود را در یکی دو پروژه نشان بدهد اگر در یک کار دیگر بد ظاهر شود این مساءله صرفا به او باز نمی گردد و ارتباط مستقیم دارد با متنی که در دل آن قرار گرفته و کارگردانی که با او همکاری می کند و چندین عوامل دیگر .

افت نکرده ام

پوریا پورسرخی که در سریال شکرانه بازی کرد همان بازیگری بود که وفا و صاحبدلان را ازاو دیدیم . من همانم که ساعت شنی را در پخش دارم ، پس اینکه بازی ام درشکرانه به دل نمی نشیند ، در حالیکه به خاطر روز سوم یا مابقی کارها مورد ستایش منتقدان قرار می گیرم ، به این مفهوم نیست که در مقاطعی افت می کنم ویا مبتلا به فراز و نشیب هستم ، بلکه پتانسیل نقش و همچنین ظرفیت متن و ایضا اتفاقاتی که در مسیر تولید به وقوع می پیوندند می توانند تاءثیر زیادی در کیفیت و کارایی من داشته باشند . بله بازی من در شکرانه به خوبی کاری که در ساعت شنی انجام داده ام نیست اما مقصر این نکته که شکرانه ریتم کندی داشت ویا در داستانش اتفاق خاصی نمی افتاد من نیستم و اصولا هیچ بازیگری نمی تواند تعیین کننده ریتم سناریو و فراز و نشیب های آن باشد .

منفعل

حامد شکرانه در همه جای قصه ی این سریال شخصیتی منفعل داشت .جوانی که مدام سرش کلاه می رفت و شما نمی توانستید وی گی قهرمانانه و خاصی که بتواند برای بیننده جذاب باشد را دراو پیدا کنید . بنابرین باز هم می رسیم به جمله نغزی که امیر جعفری به زبان آورده است . یک جا نقش به شما این فرصت را می دهد تا به خوبی دیده شوید و در جای دیگر این فرصت را از شما سلب می کند .

انتخاب

تلاش :اینجاست که بحث انتخاب به میان می آید .یعنی بازیگر مستعدی چون پوریا پورسرخ نباید شکرانه را انتخاب می کرد .

پوریا : در این کار هر بازیگری مسئول انتخاب های خودش است تردیدی وجود ندارد و من نیز با شما در این زمینه که عامل انتخاب می تواند مبین عیار بازیگر باشد موافقم اما مسائله اینجاست که سناریوی اولیه ی شکرانه ؛یعنی کاری که من به آن جواب مثبت دادم و به خاطرش با این پروژه قرار بستم آن چیزی نبود که ساخته شد و روی آنتن رفت .به همین خاطر در ارتباط با این کار نمی توانید از انتخاب من ایراد بگیرید .

صحبت تارخ

خوشحالم که یک بار از زبان استاد امین تارخ شنیدم که می گفت انتخابت در سریال صاحبدلان بسیار لب تیغی بود ، زیرا آنجا که دستت را بالا می بردی و می گفتی ( ما خودمون اند این صحبت هاییم ) می توانست در مخاطب ایجاد انزجار کند ، اما این اتفاق را طوری پیاده کردی که تبدیل شد به بخش شیرین این شخصیت .

مهشید

بر این باورم که مهراوه شریفی نیا چوب اقتدار و نفوذ والدینش را می خورد .زیرا اگر شریفی نیا من نوعی را به پانزده پروژه معرفی کند کسی حرفی نمی زند ، در حالیکه چنانچه این کار را برای دخترش انجام دهد صدای همه در می آید .با این حال اتفاقی که در ساعت شنی برای مهراوه افتاده شبیه تجربه ایست که من با سریال وفا به دست آوردم .از این بابت بسیاربرای این دخترمستعد وپرتلاش خوشحالم. مخصوصا که به یاد می آورم تلاش قابل ستایش مهراوه را برای ایفای هر چه بهتر نقش مهشید .

نسرین مقانلو

بیشترین بازی ام در ساعت شنی باخانم نسرین مقانلو بود. با ارتباط توانایی های ایشان بنده در حدی نیستم که بخواهم اظهار نظر کنم . اما راجع به مسئولیت پذیری این بانوی هنرمند بد نیست تا به خاطره ای اشاره کنم . با وجود این که خانم مقانلو مسافر آمریکا بودند و باید مقدمات این سفر را جورمی کردنداما پس از اتمام بازیشان هم لوکیشن را تر ک نمی کردند و کنار دوربین می ایستادند تا به من ری اکشن بدهند .

جوانتر ها

 عملکرد کسانی که به واسطه سریال (ساعت شنی ) معرفی شده اند کمتری از تلاش بزرگترها نبودو نظرم از لحاظ بازیگری باید حساب ویژه ای را برای این سریال بازکرد

اهدای عضو

در تمامی ادیان به مساءله نوع دوستی توجه ویژه ای مبذل شده. لیکن شریعت شیعه در این زمینه یک گام پیشتری از سایرین است با این حال در ایران که کشوری شیعه نشین است ،اهدای عضو آمار ناچیزی دارد ،چرا؟ به راستی چرا در سرزمینی که باید در چنین آماری سرآمد سایرین باشد پایین تر از دیگر کشور هاست؟ جواب را باید در بحث فرهنگ سازی پیدا کرد. وقتی نمی توانیم از طریق ابزار مختلفی که برای معرفی پدیده های اجتماعی وجود دارند، اطلاع رسانی کنیم، ناآگاهی مردم منجربه کاهش آمار مطلوب وافزایش واقیعتهای تلخ خواهد شد. در ارتباط با سوژه سریال ساعت سنی هم یقین بدانید که بحث رحم اجاره ای یکی از موضوعات مهم جامعه است و تردیدی نداریم که این سریال با هماهنگی آگاهان و مسئولان مذهبی ساخته شده است.

تحلیل و نتیجه گیری

تلاش: یکی از ویژگی های مقبول سریال ساعت شنی این است که به غیر از طرح یک موضوع به تحلیل آن نیز می پردازد و از آن نتیجه مهم می گیرید

 پوریا:و حسن این نتیجه گیری آن است که به سبک فیلم فارسی نیست و رویکردی واقع گرایانه به مسائل دارد .

پشت صحنه

یقین بدانید توفیقی حاصل نمی آمد اگر درپشت صحنه سریال ساعت شنی رفاقت حکمفرما بود.

طلب عوامل

تلاش: ولی طبق شنیده های ما تهیه کننده هنوز دستمزد بسیاری از دست اندکاران این سریال را نپر داخته است. پوریا: به نوبه خود هنوز حتی یک ریال بابت حضور در ساعت شنی نگرفته ام. تلاش: با توجه به این که کار گرفته و مخاطب قابل توجهی دارد ، چقدر احتمال می دهی که از خیر طلب بگذری؟ پوریا: به هرحال چون قرار دادی بسته شده و تهیه کننده خود را ملزم به پرداخت دستمزدها کرده، لذا کار حرفه ای آن است که دنبال پولمان باشیم و آن را تا ریال آخر از آقای شکری بگیریم.

بیات نشد

در عالم هنر های تصویری قانون نانوشته ای وجود دارد دال بر اینکه اگر کاری دیر پخش شود، بیات (پیر)می شود. با این حال این اتفاق برای ساعت شنی نیفتاده و اوضاع به گونه ایست که نمی توانم به واسط حضور در این پروژه احساس افتخار کنم.


احتمال سانسور

تلاش : در خبرها آمده بود که ساعت شنی را توفیق کرده اند ؟

پوریا : این سریال چیزی در حدود 28 قسمت ساخته شده و در حال پخش است . از طرفی قصه معین تا این لحظه که من کار را دنبال کرده ام شروع نشده ، امیدوارم در 17 قسمتی که از سریال باقی مانده به داستان معین پرداخته شود و ما با جابه جایی در قصه معین روبه رو باشیم نه حذف آن . با این حال امیدوارم ساعت شنی از این به بعد با کم لطفی مسئولان مواجه نشود .

می آمدید سر کار ما

شنیدم که یکی دو نفر از بازیگران سریال های اغماء و میوه ممنوعه اعتراض داشتند به اینکه دستشان سر کار بسته بوده است . وقتی مصاحبه این دوستان را خواندم دلم می خواست ازشان دعوت کنم تا با بازیگران شکرانه حرف بزنند .زیرا مطمئنم که اگر آنها یکی دو روز سر لوکیشن ما می آمدند نظرشان درباره ی محدودیت های حاکم بر اغماء و میوه ممنوع تغییر می یافت .زیرا این سریال ها تنها در یکی دو قسمت پایانی شان دچار مشکلاتی شدند در حالیکه سریال شکرانه از همان روز اول تصویر برداری اش گرفتار نباید ها بود . این خود سانسوری ها به حدی بود که بیشتر از آنکه به من بگویند چه کاری را انجام بده از من می خواستند تا هیچ کاری را انجام ندهم .

توفیق اجباری

به شهادت برنامه شب شیشه ای من پیش بینی کرده بودم که توفیق اجباری می تواند با حضور رضا گلزار ، باران کوثری ، رضا عطاران ودیگر بازیگرانش درگیشه به موفقیت برسد .الان هم از این که این فیلم توانسته سینما ها رو راضی کند ، خوشحالم .

 تلاش : تا پیش از توفیق اجباری این شائبه به وجود آمده بود که پوریا پورسرخ بازیگر ثابت کارهای لطیفی است . فکر می کنی چرا او تو را برای توفیق اجباری انتخاب نکرد ؟

پوریا : چون من هم اگر جای ایشان بودم رضا گلزار را انتخاب می کردم چون با نقش تناسب زیادی داشت . من دو سه بار توفیق اجباری را دیده ام و از تماشایش کیف کردم . همین که این فیلم توانسته در شرایط بد اقتصادی به فروش خوبی دست پیدا کند ، دلیل موفقیت آن است .

شایعه دعوا

تلاش : با این حرفهای که راجع به رضا گلزار زدی ، بدیعی است که دیگر کسی به خود این اجازه را نخواهد داد تا پیرامون دعوا و مشکلات ساختگی شما دو نفر مطلبی به دروغ بنویسد .

پوریا :بحث رضا گلزار نیست . به غیر از او ، من در این سینما با هیچ یک از همکارانم مشکلی ندارم . البته از یکی دو نفر خوشم نمی آید که این مسئله را کتمان نمی کنم و هر زمان که ببینمشان ناراحتی خود را بروز خواهم داد .منتهی دلیلی ندارد که ما اعضا ء یک خانواده بخواهیم دعواهای خود را در معرض دید عموم قرار دهیم . زیرا مردم مشکلات زیادی دارند و بهتر آن است که از زبان ما تنها راجع به نکات خوب بخوانند و بشنوند.

روز سوم

چند روز پیش در اهواز جلسه ای داشتیم در خصوص فیلم( روز سوم) .خوشحالم از آن که حاضران در آن جلسه چه از نظر لهجه و چه به لحاظ اکت ها و ری اکشن ها بازی بازیگران این کار را دوست داشته و آن را تایید کردند .

 

انتقاد از هوشنگ توکلی

از روز اول ورود به این حرفه، حتی در جواب کم لطفی بعض ها احترام نگه داشتم. الان هم به لحاظ شخصیتی بحث نمی کنم که احترام آقای توکلی واجب است، اما من اعتقاد دارم این درست نیست که هر گاه کاری گرفت بخواهیم  موفقیت آن را صرفا به بازی خود ربط بدهیم  و هرزمان که کاری شکست خورد در صدد برآییم تا با مصاحبه  علیه این و آن گناه را به گردن دیگران بیندازیم وخود را تبرئه کنیم. دقیقا به دلیل وود چنین طرز فکری و احترام به زحمت سایرین بود که به رغم نارضایتی ام ازنتیجه ی  سریال شکرانه با هیچ کجا در مورد این مجموعه مصاحبه نکردم . اما شما آقای توکلی شما که به واسطه ی شرایط سنی تان باید الگوی امثال من باشید،

منطق را زیر پا گذاشته و خیلی یک جانبه علیه برخی عوامل سریال مورد بحث  حرف زدید. حال من از شما می پرسم : آقای توکلی شما که عملکرد سایرین را زیر سئوال می بریدآبا در طول تصویر برداری سریال شکرانه وظایف خودتان را درست انجان می دادید؟ شمایی که وقتی سر صحنه می آمدید متن را حفظ نبودید و از گفتن حتی یک جمله ی کامل نیز عاجز می ماندید، چه طور به خودتان این اجازه را داده ای که از دیگران ایراد بگیرید؟

آقای توکلی خاطرتان هست که در یکی از سکانس ها متن را زیر دست خود گرفته بودید تا بتوانید از رو ی آن بخوانید؟ آیا می دانید که آن سکانس به این دلیل که حرکت شما در دوربین معلوم بود حذف شد؟ آن وقت از کار بقیه ایراد می گیرید؟ من شاهد بودم که آقا ی قائمیان صبح علی الطلوع گریم شد و تا پنچ عصر که قرار بود جلوی دوربین برود فرصت کمی برای یادگیری لهجه ی تاجیکی داشت. کدام بازیگر شهامت چنین کاری را دارد؟ آقای توکلی شما که سر صحنه بودید و مصائب کا رو تلاش بچه ها را می دیدید برای چه این طور فرافکنی کرده اید؟ به نظر من حداقل وظیفه ای که می توان برای بازیگر قائل شد این است که متن را حفظ و تمرین کند و سپس سر صحنه بیاید اما آقای توکلی هیچ کدام از این کارها انجام نمی داد و گاه در شرایطی صحنه را به خاطر کشیدن

سیگار ترک می کرد که بقیه ی عوامل آماده ی تصویر برداری از آن سکانس بودند. فیلم های پشت صحنه ی این کار که در دسترس خیلی هاست صحت این مسائل را تایید می کند.

 

محمد کاسبی

ای کاش کسانی مثل آقای توکلی می توانستند از محمد کاسبی ها درس بگیرند. سر سریال صاحبدلان من می دیدم که چه آقای کاسبی و چه آقای محجوب چه قدر برای بهبود کیفی کار زحمت می کشیدند.خاطرم هست که وقتی برای دور خوانی کنار یکدیگر مینشستیم آقای کاسبی بدون مراجعه به سناریو دیالوگ بقیه بچه ها را هم از حفظ بودند به گونه ای که وقتی کسی دیالوگ خود را از یاد میبرد آقای کاسبی بلافاصله به آن بازیگر میگفت که باید در آن لحظه چه بگوید.

 

محاوره

یکی از معضلات در سریال شکرانه این بود که به رغم زبان مشترک دو ملت ایران و تاجیکستان بازیگران تاجیک کار اصطلاحات محاوره ای رایج در زبان ما را نمی دانستند .به همین خاطر اگر می خواستیم که به طور مثال از عبارتی چون پا تو تو کفش من نکن ، استفاده کنیم باید ساعتها توضیح می دادیم که این عبارت به چه معناست .

نقد های کودکانه

همواره پذیرای نقد های تکنیکی و انتقاد های درست بوده ایم ، کما این که چندی پیش در محضر منتقدان بزرگی چون آقایان علی مقدم و درستکار انتقاد های درستی از من شد که آنها را بی کم و کاست پذیرفتم ولی برخی مطالبی که در ارتباط با نقد بازیگری به رشته تحریردرمی آید خنده دار وبی معنا هستند .مثلا اینکه در یک نشریه تخصصی بازیگری گفته شده من در سریال(شکرانه) در گیر ژست ها و صورتم بودم ! از شما می پرسم اگر قرار بود چنین در گیری  ای داشته باشم ، آیا زیربار آن گریمی که حامد (نام شخصیتی که پوریا در سریال شکرانه ایفا کرد ) داشت می رفتم ؟ البته باید به این قبیل نقدها عادت کنیم . زیرا ........

 

 

آن خانم خبرنگار

دیروقت بود که خانم خبرنگاری از طرف یک خبرگزاری تماس گرفت و گفت میخواهیم در ارتباط با سریال شکرانه با شما مصاحبه کنیم. قبول نکردم همانطور که به دوستان خوبم در تلاش نیز گفته بودم چون نمی خواستم درباره این سریال حرف بزنم ،لذا از آن خانم عذر خواستم.اما ایشان ادامه داد که ((پس چرا با بقیه مصاحبه میکنید؟))جواب دادم اگر هم مصاحبه ای از من به چاپ رسیده تخیلی است. در ادامه این خانم از من خواست تا شماره بازیگر زن سریال شکرانه(شیفا صفورا) را به او بدهم.من هم گفتم ما فقط همکار بودیم و دلیلی ندارد که بنده بخواهم شماره ای ازآن بازیگر تاجیکستانی داشته باشم.این توضیح منطفی به مزاق آن خبرنگار خوش نیامد به همین خاطر با لحن بدی شروع به اتقاد از من کرد و گقت به نظرم کار شما این نیست که راه بیفتید به این مجله و آن مجله تا عکس بی اندازید و عکستان را روی جلد کار کنند.در جوابشان گفتم ترجیح میدهم در این مجلات عکس بیاندازم تا اینکه بخواهم با جایی حرف بزنم که شعور یکی از دست اندر کارانش اندازه شماست.فکر میکنید فردای آنروز چه مطلبی به نقل از من روی خروجی های این خبر گزاری قرار گرفت؟آن خانم به همکارانش گفت که پورسرخ همه ما را خطاب قرار داده و گفته که آدمهای بی شعوری هستید.به همین واسطه بی دلیل علیه من جریانی درست شد تا از خودم بپرسم چگونه است که در یک خبرگزاری خوب مملکت تنها به حرف یک خبرنگار استناد میشود و کسی از طرف مقابل نمی خواهد تا به دفاع از خود بپردازد

 

لطمه

تلاش : به خاطر بازی در شکرانه لطمه خوردی؟

پوریا : رو راست بگویم این سریال را دوست ندارم .ضمن آنکه طبق فرمایشات آقایان علی معلم و درستکار زیادی خودم را در این کار سانسور کردم .

مشکل روحی و روانی

تلاش : شایعه شده بود که پس از پخش این سریال دچار مشکلات روحی و روانی شده ای ؟

پوریا :این خبر کذب محض است . زیرا به عنوان یک بازیگر با اوج و فرودهای این حرفه آشنا هستم ومی دانم که وقتی بازتاب حضورم در یک سریال تا این اندازه مورد توجه قرارمی گیرد این بدان معناست که با کارها و انتخابهای قبلی ام انتظارات عمومی را نسبت به خود بالا برده ام . البته نا گفته نماند که انتظار خودم نیز بالاست .

 

حرفهای خاله زنکی

وجود یکسری حرفهای خاله زنکی باعث شد تا رابطه بین من  و آقای قاری زاده شکراب شود

 

فیلم اولی ها

انتقادات زیادی از (پسران آجری ) شد به همین خاطر چند وقت پیش با خودم فکر کردم : مگر چند نفر از بازیگرانی که الان مطرح هستند شروع کارشان در سینما با فیلم های درجه یک بوده است که حالا همه توقع دارند تا اولین فیلم پوریا پورسرخ چیزی فراتر از(پسران آجری ) باشد ؟ مگر بقیه با (بن هور) شروع کرده اند که علیه من این همه حرف وحدیث به راه افتاده است .

فروش خوب

به غیر از من که تازه کار محسوب می شدم تیر داد کیائی ،بهنوش طباطبایی و فرزار فرزین هم اولین بار بود که با عنوان بازیگر جلوی دوربین سینما می رفتند . از سوی دیگر پسران آجری اکران محدودی داشت .ضمن آنکه برای این فیلم بیلبوردی هم در نظر گرفته نشد . با این حال فروش پسران آجری خوب بود و این نشان می دهد که فیلم مورد نظر به آن بدی که برخی منتقدان می گویند نبوده است ..

موسیقی

تلاش: شنیده بودیم که قرار است در زمینه موسیقی فعالیتهایی داشته باشید.این مسئله تا چه حد صحت دارد؟
پوریا: من صرفا یک شنونده حرفه ای هستم و نه با سازی آشنایی دارم و نه اینکه قصد دارم تا به عنوان خواننده فعالیت کنم. دو دوست مستعد در زمینه خوانندگی دارم به نامهای مسیح و آرش که از خوانندگان جوان و مطرح خارج از کشور هستند. کنسرتهای خوب را هم از دست نمی دهم و شاید این دوستیها با اهالی موسیقی منجر به ایجاد چنین شایعاتی شده است. سخن آخر اینکه خوشحالم از برگزاری جشنواره موسیقی پاپ و امیدوارم این حرکت ادامه پیدا کند.

نوشته شده توسط parichehr در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

خصوصيات شخصي پورياپورسرخ

                                                                                                                                    

 پوریا پورسرخ -  خصوصيات شخصي پورياپورسرخ

اصاصلا حسابگري بلد نيست.معتقد است اگر خوب پول خرج کني,خداوند خوب پول ميرساند.

خانواده دوست است و به مادرش خيلي احترام مي گذارد.

با وجود اين که بسيار زودرنج و احساساتي است خيلي زود کينه ها را از ياد مي برد.

بسيار شوخ و شيطان است.

خيلي مواظب رفتار و حرکاتش در رفت و امدهايش است و براي بيشتر کارهايش از مشاوره دوستان و استادانش استفاده مي کند.

دوست دارد همسر اينده اش صبور,مهربان,خانواده دار,با وفا و فهميده باشد.

182 سانتيمتر قد و 75 تا 80 کيلو وزنش است.

دو سال از عمرش را به خاطر ادامه تحصيل در کشور امارات سپري کرده است.

بازي رضا کيانيان,پرويز پرستويي را بسيار دوست دارد.

از اين که هوادارانش دور او جمع مي شوند بسيار خجالت مي کشد.

براي رسيدن به نقش شاهين در سريال صاحب دلان تنها در رفتار مردم و اطرافيانش دقت مي کرد.

بدترين خاطره زندگي اش به مرگ مرحوم رضا سعيدي بر مي گردد که خيلي بر روحيه او تاثير گذاشت.

علاقه زيادي به ورزشهاي رزمي دارد و در کودکي کيوکوشين که يکي از سبکهاي کاراته است کار مي کرد.

از طرفداران دو اتيشه يکي از تيمهاي فوتبال پايتخت بوده که در حال حاضر هر دو تيم مطرح پايتخت را دوست دارد.

عاشق مسافرت با کشتي است.

به شدت از ارتفاع مي ترسد,موتور سواري بلد نيست.از مسافرت با هواپيما هم اصلا خوشش نمي ايد.

به شدت ازترحم و دلسوزي بدش مي ايد.

عاشق بازيهاي انتوني کوئين است.

به موسيقي علاقه مند است و اهنگهاي روز را گوش مي دهد

نوشته شده توسط parichehr در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

مصاحبه

پوريا يه پسر ساده مهربون احساساتي و عاشق اما نمي گه که عاشقم البته بايد بدونيم که اون عشق رو چه جوري مي بينه.
پوريا پورسرخ در مصاحبۀ اخيرش با مجلۀ همشهري جوان گفته است :الان همه دو سوپر استار در سينما براي خودشون قرار دادن؛يکي گلزار و يکي بهرام رادان که من نه اين تقسيم بندي رو قبول دارم و نه به طور کامل و صد در صد اين بچه ها رو قبول دارم.نسل ما با امکاناتي که داره هنوز به ارائۀ نصف پتانسيل هايش هم نرسيده و نسل هاي قبلي خيلي بهتر از ما کار کرده اند.شما ببينيد که اصلا بحث قيافه در مورد نسل هاي آقايان نصيريان،انتظامي و شکيبايي مطرح نبوده در حاليکه براي نسل ما خيلي ها از آن حرف مي زنند.

شناسنامه؟

پوريا پور سرخ هستم متولد 4تير ماه يکي از سالهاي خدا . اهل تهران و بچه جردن . دو خواهر و يک برادر دارم و فرزند بزرگتر خانواده هستم . مجردم و فعلا قصد ازدواج ندارم . در حد خيلي کم گيتار مي زنم . مادر و خواهرم نيز نقاش بودند . دانشجوي ترم دوم دکترا در رشته فيزيو لوژي گياهي هستم که البته بعيد مي دانم آن را ادامه دهم مدرک تحصيليم در حال حاضر فوق ليسانس است .
کار اول ؟
نخستين کارم سريال فرار بزرگ آقاي لطيفي بود که در سال 83 پخش شد . آنجا نقش فرهاد را ايفا کردم.

مسافر؟
مسافر عنوان کار دوم من است . يک تله سينمايي 90 دقيقه اي.
جنايت و جنحه؟
جنايت و جنحه نيز يک تله سينمايي 90 دقيقه اي است که شنيده ام شايد آن را روي 35 بکشند براي پخش در سينماها.

علاقه ؟
رک بگويم به بازيگري علاقه داشتم ولي نه از بچگي . در مقطعي تئاتر کار می کردم . در تمرینات گروههای محترمی چون آقایان امجد و رحمانیان که هر دو از نوابغان عرصه نمایش هستند حضور پیدا می کردم.

سین ؟
نظیر برخی از چهرهای سرشناس عالم فوتبال سین من هم در هنگام حرف زدن می زد که این موضوع به کمک جناب دکتر سلطانی تا حد قابل توجهی بهتر شد
.
تحقیق ؟
چنین نقشی نمی توانست بدون تحقیق به جایی برسد . مثلا به توصیه آقای شریفی نیا و خانم حاجیان در حدود دو ماه به تیمارستان رفتم تا قسمتهایی را که ژوبین در بیمارستان بستری شده را طبیعی از کار در آورم
.
ژوبین ؟
ژوبین خیلی به خودم نزدیک بود زیرا هر دو نفرمان عاطفی هستیم و اگر نسبت به کسی یا چیزی علاقه و احترام داشته باشیم این علاقه و احترام حفظ می شود .من و او هر دو سخت کوشیم طوری که به یاد ندارم تا به حال چیزی خواسته باشم ولی به آن نرسیده باشم.

فرو تن ؟
روزهایی که لنز داشتم و ریش به هر کجا که می رفتم از روی صدام می گفتند : شما فروتن هستید ؟ این یک ویژگی خدادادی است ، صدایم را می گویم . پیشتر ها نیز دوستانم گفته بودند که صدای تو شبیه صدای فروتن است خودم هم این شباهت را قبول دارم و کتمانش نمی کنم ، اما آن قدر باهوش هستم که بدانم وقتی فروتن داریم و او در ژانر خودش موفق ترین است دیگر احتیاجی نیست که کسی بخواهد به از این بازیگر توانا بپردازد . در واقع کسی که چنین کند به جایی نمی رسد زیرا هیچ کس اصل را ول نمی کند بچسبد به فرع
.
دوبی ؟
دو سال برای کار و زندگی رفته بودم دوبی ولی به رغم شباهت آنجا به ایران نتوانستم دوام آورم و به ایران برگشتم . در دوبی به کار طراحی فضای سبز مشغول بودم.

آقایان شریفی نیا ، شکیبایی ، کیانیان ، پسیانی ، پرستویی و خانم ها حاجیان ، خیر اندیش و عاطفه رضوی بازیگران مورد علاقه من هستند. میان جوانترها نیز بهرام رادان ، حامد بهداد ، امین حیایی و حمید گودرزی را بازیگران موفقی می دانم . بخصوص که آنها پله پله رشد کردند و جلو آمدند تا جایگاه امروزی را بدست آوردند

 

نوشته شده توسط parichehr در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

مصاحبه

هیچ چیز عوض نشده غیر از شهرت ... !
 
بازیگر محتاط و محافظه کار قصه ی ما به محض ورود صمیمی نمی شود اما تا می نشیند ، شرایط را می سنجد و ماجرا ها را بر وفق مراد می بیند ، آنقدر راحت و صمیمی است که گفتگو را به یک گپ و درد دل خودمانی تبدیل میکند.می نشینیم مفصل حرف می زنیم و درد دل می می کنیم و از اعتقادات مشترکمان راجع به انواع و اقسام انرژی ها می گوییم. حرف ها وصحبت هایمان آنقدر گل انداخت و به حاشیه کشید که
مجبور شدیم این گفت و گو را با هنرپیشه جوان و جذاب و محجوب این روزها در پنج برداشت مرتب کنیم.
 
این 5 برداشت جالب شده است ؛ بخوانید :
 
 هیچ چیز بامزه تر از زمانی که از تجربه های مکرر جلد نشریات زرد بودن می گفت ، نبود.موقع حرف زدن از این تجربه ها حتی کمی به نظر عصبانی می رسید. طفلک خودش هم باورش نمی شده ، به قول یکی از دوستانش در مدت کوتاهی رکورد روی جلد نشریات زرد را بشکند. 8 گفتگو بیشتر انجام نداده با این حال عکسهایش که در چند موعد عکاسی محدود گرفته شده (رنگ پیراهنش را در عکس گواه می گیرد.)در یک مقطع زمانی کوتاه پس از سریال وفا مدا روی جلد بود و گفتگو پشت گفتگو و سوال پشت سوال که چه ماشینی؟ چه چه رنگی؟ نظرتان رجع به عشق... و دیگر خودتان حساب کنید که چه به حال و روز بازیگر خجالتی ما آمده است.می گوید از بی تجربه گی ام بود.
 
 
 
دوستان نزدیک پوریا هیچ وقت نمی توانستند باور کنند او بازیگر معروفی بشود، باور نمی کردند رفیق خجالتی شان تنها ظرف مدت کوتاهی، تو بگیر یک سال ، در دو سریال پر مخاطب تلویزیون بازی کند، سناریو پشت سناریو در خانه شان بیایند و چند قرار داد سینمایی را هم پشت سر گذاشتته باشد. درست است که روابط عمومی خوبی دارد او به محض آنکه احساس راحتی کند، هم شوخ و بذله گو می شود و هم کما بیش حراف! اما در نگاه اول پسر خجالتی است که به سادگی گاردش را نمی شکند.آنطور که خودش را معرفی می کند آنقدر زود رنج است که دوستانش را هم با احتیاط بر می گزیند، مبادا سبب رنجش شود.
 
 
 
ژوبین عاشق پیشه یادتان هست ؟؟؟ چقدر حرصمان را در می آورد؟ با آن همه تلاشش برای بدست آوردن دل دختر سرد و بی اعتنای قصه ، با اینحال آنقدر احساساتی بود که ته دلمان دعا می کردیم سرنوشتش درقصه سرنوشت بهتری باشد.حالا مقایسه کنید ژوبین عاشق پیشه را که در به دست آوردن دل وفا خود را به آب و آتش می زد با شاهین پر روی صاحبدلان ... .خودش می گوید : ((با ژوبین راحت تر بودم ، 80% شبیه ژوبین هستم اگر روزی عاشق بشوم عین ژوبین می شوم همان شکلی اما اصلا شباهتی به شاهین صاحبدلان نداشتم.تنها شاید 10% احساس نزدیکی می کردم.به حر حال هر دو نقش را پوریا بازی می کند و این مشخص است که گاهی دو نقش شبیه خودم باشند یا گاهی شبیه هم شوند و... اما قطعا با ژوبین عاشق پیشه ارتباط بیشتر و بهتری داشتم تا با شاهین ( لمپن بالا ی شهری) که کله این و آن را نردبان می کرد تا ازشان بالا برود و به جایی برسد، و کم هم نیستند امثال این ها دور و برمان.
 
 
 
یکی از نشریات زرد(خود پوریا برایمان تعریف کرد) طی خبری، افشاگری کرد که پوریا پورسرخ با یک عدد بوق پشت در استادیوم آزادی رویت شده است.خب او هیچ دل خوشی از این دروغ ها و اخبار کذب ندارد.با این حال ما نمی توانیم خنده مان را کنترل کنیم وقتی رو به رویمان پوریا پورسرخ با کلاس ، تحصیل کرده ، نشسته و اینطور سنجیده از سینما و نمایشنامه هایی که این مدت خوانده، از بازی ادوارد نورتن می گوید و عقایدش، مقایسه اش مقایسه اش می کنیم با تصویر پوریای بوق به دست پشت در استادیوم آزادی ... تازه بلیت هم بهش نرسیده است! امان از دست شما نشریات زرد !
 
 
 
یک خصوصیت جالب دارد. یعنی شاید یک اعتقاد جالب :
((به انرژی ها اعتقاد دارم)) دقیقا، به انرژی ها اعتقاد دارد. مثلا می گوید اگر در یک جمع 100 نفری فقط یک نفر از من بدش بیاید می فهمم و باید آن جمع را ترک کنم.حالا از این اعتقاد به کجا می رسیم؟ این روز ها پوریا پورسرخ مشغول بازی در فیلم مصائب دوشیزه به کارگردانی مسعود اطیابی است.پوریا در این فیلم نقش ((آندره)) را به عهده دارد و در نقش یک پسر مسیحی ظاهر شده است.می گوید:((هر کاری انجام می دهیم انرژی اش برمی گردد.)) یعنی اینکه پوریا اقلیت های مذهبی را دوست دارد و تمام سعی اش را هم کرده است تا در سریال وفا نقش یک پسر یهودی را به بهترین نحو به نمایش بگذارد تا ثابت کند یک یهودی خوب با یک صهیونیست آدمکش فرق دارد.می گوید به همین خاطر است که این همه نقش اقلیت های مذهبی در این مدت به او پیشنهاد شده است و پیشنهاد ها همچنان ادامه دارد.پوریا از مصائب دوشیزه حسابی تعریف می کند و اعتقاد دارد تا سالها از این فیلم کیف خواهد کرد.یک فیلم معناگرا که به قول پوریا فیلمنامه ی زیبایی دارد.پوریا اعتقاد دارد فیلم خیلی خوبی می شود و دقیقا به سلیقه اش می خورد.
 

نوشته شده توسط parichehr در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

مصاحبه

مصاحبه قدیمی با پوریا پورسرخ

 

نوشته شده توسط parichehr در پنجشنبه بیستم دی 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

با هانيه توسلي و پوريا پورسرخ

با هانيه توسلي و پوريا پورسرخ :
    عشق ژوبين به وفا ، زميني و پاک بود

نوشته شده توسط parichehr در دوشنبه دهم دی 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

گفتگو با پوريـا پورسـرخ

گفتگو با پوريـا پورسـرخ

 

نوشته شده توسط parichehr در دوشنبه دهم دی 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

مطالب پيشين

حرکت اول
خبر
عکس دانیال عبادی
مصاحبه دانیال عبادی
صندلی داغ
روز سوم
ساعت شني
مصائب دوشيزه
حركت اول
باران کوثری
مصائب دوشیزه
مصاحبه
ساعت شنی
عکس


درباره ما


salam man parichehr hastam o toye iran zendegi nemionam in wblogham chon pooria ro kheili doost daram dorost kardam age khastid nazaretoon ro rajebesh begid kheili khoshhal misham inam email man hast saye_tiam@yahoo.com


نويسندگان
<-AuthorName->


لوگوي ما

به زودی


لينکهاي با آمار 3000+

آمار بازديد

 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب



Powered By http://alldata.irNet & .Com Copyright © 2008 by ahmad toranji
http://alldata.ir
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com

Image and video hosting by TinyPic
SongCode.blogfa