تبليغاتX
pooria poorsorkh

  کاربر مهمان، خوش آمديد!

 
منوي اصلي
لينکهاي سريع

آرشيو ماهيانه
87021.aspx
86124.aspx
86123.aspx
86122.aspx
86121.aspx
86114.aspx
86113.aspx
86112.aspx
86111.aspx
86104.aspx
86103.aspx
86102.aspx

لينک دوستان


هواداران دو اتیشه پوریاپورسرخسوگل(پورسرخ)سانی(پورسرخ)غزاله(پورسرخ)هانیه(پورسرخ)مریم(پوریاپورسرخ)نیلوفر(پورسرخ)ارزو(پورسرخ)هیلدا(پورسرخ)تالار گفتمان هواداران دو اتیشه پوریا پورسرخمنصوره(پورسرخ)ستاره طلایی(پورسرخ)اشنا(پورسرخ)اسیه(پورسرخ)نیروانا(پورسرخ)اوا(پورسرخ)ساحل(پورسرخ)مینو(پورسرخ)الهام عاشق دیوونه ی پوریا(پورسرخ)فرزانه(پورسرخ)باهره(پورسرخ)فائزه(پورسرخ)زهرا(پورسرخ)سحر(پورسرخ)رژین(پورسرخ)حمید(پورسرخ)رویا(پورسرخ)سپیده(پورسرخ)مروارید(پورسرخ)بروبكس رپر امارات مهسا (پورسرخ)مائده(پورسرخ)سوگند(پورسرخ)سحر جووووون(پورسرخ)


لوگوي دوستان

لوگوي شما


تبليغات شما

تبليغات





صندلی داغ

صندلی داغ فایل صوتی برائ دانلود 

نوشته شده توسط parichehr در جمعه هفدهم اسفند 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

روز سوم

پوریا پورسرخ و باران کوثری در نمایی از فیلم « روز سوم » ساخته محمدحسین لطیفی

پوریا پورسرخ و باران کوثری در نمایی از فیلم « روز سوم » ساخته محمدحسین لطیفی

در نگاهي کلي و فارغ از هر گونه جزيي نگري و ايراد گرفتن هاي مرسوم به کارگرداني يا فيلمنامه يا ... ساخته شدن فيلمي چون « روز سوم » کلاً مي تواند حاصل يک سوءتفاهم باشد. سوء تفاهمي ناشي از نديدن يا نشناختن (فرقي هم نمي کند) تاريخ بيست و چند ساله سينماي دفاع مقدس. سينمايي که فارغ از تمام جهت گيري ها، بي شک پويا ترين گونه فيلمسازي پس از انقلاب است. در مورد فيلمي چون « روز سوم »، مي توان از همين ابتدا پرسيد فيلمي که نه قصد دارد به لحاظ بصري و جلوه هاي ويژه دست به کاري نو و تجربه نشده بزند و نه به لحاظ داستاني و روايتي و شخصيت پردازي حاوي نکته يا نکته هايي بکر و دست نخورده باشد، اساساً به چه درد سينماي دفاع مقدس مي خورد؟ سينمايي که از اوايل دهه 60 و در بحبوحه جنگ تحميلي فعاليت خود را آغاز کرده و تا به امروز بيشترين تجربگي ها و جاه طلبانه ترين پروژه هاي سينمايي پس از انقلاب متعلق به اين ژانر بوده و هست، بعد از تمام اين بيست و اندي سال و تمام تجربه گري هاي خود، واقعاً چه نيازي به فيلمي چون روز سوم داشته که دست به توليد آن زده است.

1- با نگاهي کلي به تاريخ سينماي دفاع مقدس، به شکلي کاملاً ملموس و آشکار، ضرورت ساخت فيلم هايي از جنس « روز سوم » از بين مي رود. از تجربه هاي شخصيت پردازانه و روانکاوانه « عروسي خوبان » (محسن مخملباف) گرفته تا نوآوري هاي تکنيکي « افق » (رسول ملاقلي پور) يا بازيگوشي هاي روايتي « خاکستر سبز » (ابراهيم حاتمي کيا). تازه اين مورد آخر (خاکستر سبز) جنگ و پيامدهاي مرگبار آن را در قالبي کاملاً تجربي و امتحان پس نداده ارائه مي دهد و اين پديده مرگبار را به خارج از مرزهاي کشور مي کشاند و در پايان مي خواهد به اين نتيجه انساني برسد که جنگ، در هر زمان و مکاني که اتفاق بيفتد، نتيجه اي جز جدايي انسان ها و خرابي و آوارگي به همراه نخواهد داشت. اين چند فيلم نمونه هايي بودند از سينماي دفاع مقدس که هر کدام به نوعي، چيزي تجربه نشده را به شريان هاي اين ژانر در سينماي ايران تزريق کرده اند. وگرنه مثال هايي از اين دست بسيارند.

از شاهکارهايي چون « سفر به چزابه » (رسول ملاقلي پور) و « آژانس شيشه اي » (ابراهيم حاتمي کيا) که به مساله انسان هاي پس از جنگ مي پردازند و پيامدهاي ناگوار جنگ در جامعه و نسل بعد از آن را بررسي مي کنند گرفته تا « مزرعه پدري » (رسول ملاقلي پور) و « دوئل » (احمدرضا درويش) که اوج توانايي ها و قابليت هاي تکنيکي سينماي ايران را به رخ کشيدند و به گونه اي مي توان از آنها به عنوان انقلاب تکنيکي سينماي دفاع مقدس ياد کرد. حالا و پس از اين همه سال و تمام تجربه گري هاي ارزشمندي که ذکر شدند، فيلمي ساخته شده است به نام « روز سوم » و به کارگرداني محمدحسين لطيفي که نه از ديدگاه هاي اجتماعي و حتي فلسفي فيلم هايي چون « عروسي خوبان » و « آژانس شيشه اي » برخوردار است و نه قابليت هاي تکنيکي « مزرعه پدري » و « دوئل » را دارد و نه حتي جسارت ها و بدعت هاي روايتي « سفر به چزابه »، « خاکستر سبز » يا حتي « هيوا » (رسول ملاقلي پور) و « برج مينو » (ابراهيم حاتمي کيا). حالا من و شما يا حتي هر کس ديگري که به تماشاي اين فيلم رفته است حق ندارد از خود بپرسد که پس از اين همه تلاش و تجربه گري در سينماي دفاع مقدس، چرا فيلمي چون « روز سوم » بايد به اين شکل ساخته شود؟ فيلم به لحاظ تکنيکي و جلوه هاي ويژه جداً ضعيف و غيرقابل باور عمل مي کند، که در بخش بعدي اين مطلب به آن خواهيم پرداخت. به لحاظ شخصيت پردازي هم « روز سوم » به جرات يکي از ضعيف ترين فيلم هاي سينماي دفاع مقدس است که تا به امروز ساخته شده. مي توان گفت که در طراحي شخصيت هاي اصلي فيلم هيچ گونه ظرافت و ريزه کاري و جزئيات به درد بخوري اعمال نشده است تا تماشاگر بتواند راحت تر با آنها همذات پنداري کرده و در نتيجه با کليت فيلم رابطه درست برقرار کند. اما استثناي اين قاعده تنها و فقط شخصيت فواد با بازي خوب حامد بهداد است که به ميزان قابل توجهي فيلم را « قابل ديدن » مي کند.

بيشترين سهل انگاري در طراحي شخصيت ها هم بي شک متعلق به شخصيت هاي عراقي فيلم است. تصوري که از آنها در انتهاي فيلم در ذهن تماشاگر باقي مي ماند به قدري متضاد است که باعث پريشاني عقل مي شود، آنها بعضي وقت ها آن قدر مهربان و دل رحم هستند که به شخصيت هاي ايراني روبه روي خود به عمد شليک نمي کنند يا آن قدر منتظر مي مانند که ايراني هاي محاصره شده در کانال، با خيالي آسوده از پشت بي سيم وصيت هاي خود را بکنند و سپس به درد دل کردن با هم بپردازند و در انتها هم به علت مهرباني بيش از حد بعثي هاي خبيث به شوخي با هم بپردازند، اما در قسمت ديگري از فيلم همين بعثي هاي مهربان قصد تجاوز به سميره را دارند، برادر 13ساله او را شهيد مي کنند و ... مثال هاي اينچنيني در فيلم بسيار است و همه و همه مربوط به فيلمنامه آشفته و متناقض اثر است که انگار فقط براي شعار دادن نوشته شده است. شعارها و بزرگنمايي هايي که همه مان مي دانيم متعلق به اين دوران نيستند. در دوراني که کلينت ايستوود فيلم هايي جنگي مي سازد که در آنها هر دو طرف جنگ به يک ميزان نشان داده مي شوند تا از اين طريق مخاطب حق قضاوت و انتخاب داشته باشد، ساخته شدن فيلم هايي از قبيل « روز سوم » چيزي جز يک برگشت به عقب سهل انگارانه نيست. با نگاهي کلي به تاريخ سينماي دفاع مقدس و مقايسه آن با المان هاي مشابه در فيلم « روز سوم »، مي توان به نتيجه گيري جامع تر و درست تري نسبت به فيلم رسيد.

2 - يکي از اصلي ترين خطوط داستاني « روز سوم »، وجه رمانتيک اثر است که در اينجا به صورت عشق يک افسر عراقي به يک دختر ايراني مطرح مي شود. اين مقوله نه تنها پديده تازه اي در اين ژانر نيست، بلکه تا به امروز شماري از موفق ترين آثار سينماي جنگ ايران، قسمت اعظمي از موفقيت خود را مديون پرداختن درست و اصولي به اين مقوله هستند.

در « خاکستر سبز »، ما شاهد ايجاد شدن يک عشق ماورايي بين يک خبرنگار ايراني و يک دختر بوسنيايي هستيم. در اينجا رابطه بين اين دو نفر و فضاي خفقان آور و جنگ زده بوسني، دو محور اصلي روايت فيلم را تشکيل مي دهند و کارگردان با انتخابي هوشمندانه در فيلمنامه، فضاي رمانتيک و عاشقانه بين اين دو نفر را جابه جا و به صورت پازل وار، بين صحنه هاي خشن و زجرآور جنگي گنجانده است تا هم روايتي کاملاً نو و بکر از موضوع بارها تکرار شده عشق/ جنگ به دست دهد و هم به گونه اي آينده نگرانه، پيشاپيش متذکر شود که سرانجام عشق اين دو نفر در اين شرايط، چيزي جز جدايي و مرگ نيست. نمونه موفق ديگر در اين زمينه فيلم « هيوا » است که در اين فيلم هم کارگردان، با انتخاب استراتژي اي مشابه با « خاکستر سبز »، عشق مفقود شده هيوا را از زاويه ديد ذهني خود هيوا به مخاطب نشان مي دهد تا تماشاگر با کمترين فاصله نسبت به کاراکتر اصلي، با تمام وجود شريک دردها و نسيان هاي اين شخصيت باشد.

اما در فيلم « روز سوم »، اين موضوع به شکلي کاملاً سردستي و به ساده ترين شکل ممکن برگزار شده است و مخاطب فيلم هنگام تماشاي آن به هيچ وجه با کاراکترهاي اصلي همذات پنداري نمي کند، چون اساساً شخصيت پردازي پيش پا افتاده و سهل انگارانه فيلم اين اجازه را به مخاطب نمي دهد و اين موضوع بزرگترين ضربه را به فيلم وارد کرده است.

ريشه اين مساله در فيلم به عوامل مختلفي بازمي گردد. يکي از اين عوامل مي تواند انتخاب بازيگر غلط فيلم باشد.

دقت کنيم که در موفق ترين فيلم هاي سينماي دفاع مقدس، هميشه و هميشه ترکيب درست بازيگران و نقش آفريني هاي درخشان آنها کمک بسزايي به تاثيرگذاري هرچه بيشتر فيلم ها کرده است. از نقش آفريني هاي درخشان خسرو شکيبايي و گلچهره سجاديه در فيلم « سرزمين خورشيد » (احمدرضا درويش) گرفته تا ترکيب درخشان تر خسرو شکيبايي و بيتا فرهي در فيلم « کيميا » (احمدرضا درويش) و ... تا بالاخره بازي رشک برانگيز جمشيد هاشم پور در نقشي کاملاً دور از انتظار و بدون حتي يک کلمه ديالوگ در فيلم « مزرعه پدري »؛ که اين مورد آخر نمونه اي کاملاً آموختني از انتخاب درست بازيگر است که نشان از تجربه و شناخت بالاي کارگردان آن دارد. تمام موارد بالا به علاوه موارد پرشمار ذکر نشده را مقايسه کنيد با ترکيب پوريا پورسرخ و باران کوثري. بازيگران يادشده در بالا همه و همه از باتجربه ترين و بهترين بازيگران سينماي ايران بوده و هستند، در حالي که بازيگران « روز سوم » نه تنها تجربه امثال خسرو شکيبايي و گلچهره سجاديه را ندارند، بلکه اساساً به لحاظ توان خلاقه بازيگري فرسنگ ها با آنها فاصله دارند.

دقت نکردن به همين مساله اوليه در فيلم « روز سوم »، اولاً بزرگترين ضربه را به فيلم وارد کرده که همانا عدم نزديک شدن مخاطب به کاراکتر است، ثانياً نمايان گر بي تجربگي کارگردان در عرصه سينماي دفاع مقدس است. البته در اينجا بازهم بايد از بازي خوب و انتخاب درست حامد بهداد براي نقش فواد ياد کرد که با حضور پرانرژي خود و بازي پر از جزئياتش، تا حدي فيلم را از شکست کامل نجات داده است. براي نمونه در صحنه اي که ايراني ها خانه سميره را محاصره کرده اند تا وي را از دست فواد نجات دهند، در لحظه اي که سميره هيچ توجهي به حرف هاي فواد نمي کند و از خانه خارج مي شود، بهت و اندوهي در ميميک صورت و چشمان حامد بهداد موج مي زند که مخاطب را وادار به همذات پنداري با اين شخصيت منفي مي کند. رسيدن به اين ميزان پختگي و مهارت در بازيگري حامد بهداد نشان از استعداد ذاتي و تمرينات جدي وي دارد که قطعاً در آينده اي نه چندان دور به نتايج درخشان تري هم خواهد رسيد. از منظري ديگر هم تنها شخصيت فواد است که واقعاً به مرز شخصيت بودن مي رسد، وگرنه بقيه نقش ها و شخصيت ها همه در حد تيپ باقي مي مانند؛ همه اين مشکلات ريز و درشت فيلمنامه اي قابل کمرنگ تر شدن بودند اگر فيلم حداقل کارگرداني قابل قبولي ارائه مي داد.

متاسفانه از اين منظر هم فيلم حرفي براي گفتن ندارد. انتخاب نماها و زاويه دوربين و هدايت سياهي لشگرها و از همه مهمتر، صحنه هاي جنگي فيلم با معيارهاي بيست سال پيش سينماي دفاع مقدس هم قابل مقايسه نيستند. حتي فيلمي چون « کاني مانگا » (سيف الله داد) هم به لحاظ قابليت هاي فني و تکنيکي و بصري از « روز سوم » غني تر است، چه برسد به فيلم هاي احمدرضا درويش و رسول ملاقلي پور که هر دو در پرداختن به وجوه تکنيکي و نزديک شدن هرچه بيشتر به واقعيت به شدت خشن و درنده جنگ، فيلم به فيلم جاه طلب تر و کمال گرا تر شدند که نتيجه اين کمال گرايي و جاه طلبي هنرمندانه، « دوئل » و « مزرعه پدري » بود که هر دو به رغم اشکالات و کاستي هاي فيلمنامه اي، حداقل به لحاظ فني و بصري و تکنيکي با نمونه هاي خارجي سينماي جنگ قابل مقايسه بودند. کاش محمدحسين لطيفي پيش از ساختن « روز سوم » نگاهي هر چند گذرا به پس زمينه غني سينماي دفاع مقدس مي انداخت تا نتيجه کارش به فيلمي چون « روز سوم » ختم نشود.

نوشته شده توسط parichehr در جمعه هفدهم اسفند 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

ساعت شني

گزارش كامل نقد سريال«ساعت شني» با حضور 12 كارشناس در پژوهشكده ابن‌سينا

 

 

 

 

ضرورت توجه به مسايل انساني در بحث «رحم جايگزين» و...
گزارش كامل نقد سريال«ساعت شني» با حضور 12 كارشناس در پژوهشكده ابن‌سينا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

 

نشست نقد و بررسي سريال تلويزيوني «ساعت شني» با حضور اعضاي هيأت علمي پژوهشكده‌ي ابن‌سينا، مدرسان حوزه علميه و اساتيد و صاحب‌نظران امروز ـ14 اسفند ماه ـ در مدت زمان بيش از 3 ساعت برگزار شد.

 

***

به گزارش سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، تهيه‌كننده سريال «ساعت شني» گفت: حدود دو سال و نيم روي فيلم‌نامه‌ي «ساعت شني» كار شد. اگر آسيب‌هاي اجتماعي كه ما در تحقيق به آن رسيديم را در اين سريال مطرح مي‌كرديم واقعا بحث‌برانگيز مي‌شد.

شكري افزود: وزارت بهداشت بايد از صداوسيما بخواهد كه برخي از مسايل را از طريق نمايش در جامعه فرهنگ‌سازي كند.

محمدمهدي آخوندي رييس پژوهشكده‌ي ابن‌سينا و رييس مركز فوق تخصصي درمان ناباوري و سقط مكرر ابن‌سينا نيز در اين نشست كه در محل دانشكده علوم‌پزشكي شهيد بهشتي برگزار شد گفت: امام(ره) فرمودند صداوسيما دانشگاه است. اين سازمان مي‌تواند آموزش دهد و تحول ايجاد كند تا مردم به سمت درست هدايت شوند.

وي با اشاره به موضوع داستان سريال «ساعت شني» با عنوان رحم جايگزين بود. گفت: در نشستي با مسوول شبكه يك سيما، او معتقد بود كه بحث اين سريال رحم جايگزين نيست، بلكه منظور ما مفاسد اجتماعي است. اما موضوع بحث ما در اين نشست «رحم جايگزيني» است. چرا كه نمي‌توان يك بحث درماني جديد را كه بسياري از مردم با آن درگير هستند را كنار گذاشت.

آخوندي ادامه داد: در هر صورت ما نيازمند توجه به ابعادي هستيم كه در اين سريال مطرح شد. رحم جايگزين، مساله‌اي بين رشته‌اي است كه در بين خود متخصصان نظرات مختلفي وجود دارد.

 

***

به گزارش ايسنا، محمدجلال عباسي جامعه‌شناس نيز در ادامه اين نشست گفت: اين جلسه براي آگاهي‌دادن به مردم ترتيب داده شده است. هدف ما اين است كه به صورت محتوايي اين سريال را بررسي كنيم و همچنين بيان كنيم كه اهداف مورد نظر اين سريال درست بوده است يا نه.

وي افزود: خورشيد در كنار رنگين‌كمان جلوه‌اي ندارد، بنابراين بهتر است كه جامعه را سفيد يا سياه نشان ندهيم بلكه واقعيتي كه منجر به آگاهي مردم و همچنين راه‌گشا براي مسوولان شود را نشان دهيم.

عباسي ادامه داد: زماني‌كه ما مسايل اجتماعي را مي‌خواهيم بيان كنيم بايد از افراد متخصص در كنار هم استفاده كنيم تا نتيجه كار خوب از كار درآيد.

وي تصريح كرد: افراد متخصص در دانشگاه‌ها وجود دارد، اما در تيتراژ اين سريال اسم هيچ‌كدام از اين افراد وجود نداشت.

اين جامعه‌شناس خاطرنشان كرد: سريال دو بحث ناباروري و آسيب‌هاي اجتماعي را دنبال مي‌كرد. اگر فيلم‌نامه‌نويس پراكنده‌گويي نمي‌كرد، ممكن بود سريال بهتر از اين از كار درآيد.

وي افزود: تعداد زيادي از افراد جامعه نابارور هستند، بسياري از آن‌ها نيز به بچه‌دارشدن نگاه سنتي دارند.

با توجه به اين‌كه بحث حقوقي اين مساله هم اخيرا در ايران مطرح شده است و ايران به عنوان يك كشور اسلامي براي مشروعيت‌بخشيدن به مساله رحم جايگزين پيشگام بوده است؛ لازم است به خاطر اين‌كه ما در آغاز كار هستيم به مردم در اين زمينه آگاهي دهيم.

عباسي افزود: عمدتا طبقه متوسط جامعه هستند كه به اطلاعاتي كه صداوسيما به آن‌ها مي‌دهد اعتماد دارند.

افراد ناباروري هستند كه به دنبال حمايت هستند اگر از طريق رسانه به مردم در اين زمينه اطلاعاتي داده شود اين حمايت به وجود مي‌آيد.

وي ادامه داد: در اين سريال به بحث رحم جايگزين خيلي سطحي برخورد شد و عوامل اين سريال از مراكز علمي هيچ مشاوره‌اي نگرفتند.

اين جامعه‌شناس تصريح كرد: هرچند تفكر اصلي نويسنده اين سريال رحم جايگزين بوده، اما بعد آسيب‌شناسي اجتماعي نيز به آن اضافه شده است. سريال مي‌توانست حاشيه‌هاي كم‌تري داشته باشد كه اين مساله باعث كوتاه‌شدن «ساعت شني» مي‌شد، اما اين موضوع باعث مي‌شد به آسيب‌هاي اجتماعي عميق پرداخته شود.

وي خاطرنشان كرد: در طبقه متوسط جامعه ما كساني داوطلب رحم اجاره‌اي هستند بسيار با احساسات و عواطف اين كار را انجام مي‌دهند، اما اين سريال به خوبي اين موضوع را نشان نداد.

عباسي گفت: لازم بود بعد از سريال، نشست‌هاي تخصصي براي آگاهي‌دادن مردم صورت گيرد كه اين موضوع باعث تأثيرگذاري بيشتر مي‌شد.

وي افزود: با وجود اين‌كه شخصيتي كه به دنبال رحم جايگزين در سريال بود خودش متخصص در اين زمينه بود اما او به اين موضوع زياد تخصصي برخورد نمي‌كرد.

اين جامعه‌شناس ادامه داد: اين سريال موضوعاتي را در سطح بيان مي‌كرد و بدون اين‌كه به آن‌ها پرداخت درستي داشته باشند رها مي‌كرد.

اين جامعه‌شناس با اشاره به سخنان مسوولان صداوسيما مبني بر عبور از خطوط خط قرمزها گفت: مساله اصلي اين است كه چگونه از خط قرمز مي‌خواهيم عبور كنيم؟ به كجا مي‌خواهيم برويم؟ آيا آگاهانه از خط قرمزها عبور كرديم؟ اگر بنا باشد برخي بدآموزي‌ها در جامعه ايجاد شود بهتر است كه از خط‌قرمزها عبور نكنيم.

 

***

به گزارش ايسنا، آخوندي در ادامه نشست گفت: مساله مهم در «ساعت شني» در كنار رحم جايگزين، نحوه‌ي معرفي پزشك به جامعه بود. افرادي كه جامعه آن‌ها را شخصيت‌هاي موجه و معتبر جامعه مي‌دانند آيا اگر اين افراد در سريالي رواني معرفي شوند تأثير بدي بر جاي نمي‌گذارد؟!

 

****

عليرضا زالي رييس دانشكده علوم پزشكي و خدمات درماني شهيد بهشتي در اين زمينه گفت: استفاده از امكانات يك رسانه براي بيان‌كردن ناهنجاري‌هاي اجتماعي چه‌قدر مي‌تواند بر روي جامعه تأثير داشته باشد، مسلما ورود رسانه‌ها در اين زمينه محتاطانه خواهد بود همچنين اگر آن مسايل روز را در نظر نداشته باشند مي‌تواند اثر مخربي داشته باشند.

وي ادامه داد: دورخيز ارزشمند تاريخي و اجتماعي پزشكان باعث شده است كه جامعه به آن‌ها اهميت زيادي دهند. خدشه‌واردكردن به اين گروه از افراد جامعه مي‌تواند اثرات منفي درپي داشته باشد.

زالي تصريح كرد: انتقاد اصلي از طرف جامعه پزشكان به نحوه پرداختن به بازيگر پزشك اين سريال است.شرط لازم يك پزشك براي طبابت سالم‌بودن از نظر روحي و رواني است.

وي خاطرنشان كرد: «ساعت شني» صحنه‌هاي غيرواقعي پزشكي را ارايه داد. كودكي پزشك باعث شده كه او فرد بيماري از نظر روحي در بزرگسالي باشد، همچنين او از بيماران خود سوء‌استفاده شخصي مي‌كند كه تمام اين موارد دور از شأن و جايگاه جامعه پزشكي كشور است.

رييس دانشكده پزشكي شهيد بهشتي تصريح كرد: اين سريال باعث ايجاد ديوار بي‌اعتمادي بين جامعه پزشكي و مردم است.

وي گفت: موضوع ديگر اين سريال دروغ‌گويي بازيگر پزشك به اطرافيانش است يك پزشك بايد نسبت به ديگر افراد صداقت داشته باشد.

زالي افزود: رحم جايگزين به نوعي در اعتقادات ديني ما نيز وجود دارد در اسلام مساله دايه‌گري و مادر رضايي وجود دارد. رحم جايگزين را مي‌توان دايه‌اي قبل از تولد دانست. بنابراين رحم جايگزين يك موضوع انساني است. بايد براي بيان آن جزئيات ريز را در نظر داشت.

وي تصريح كرد: از شرايط انتخاب فردي كه براي دادن رحم جايگزين انتخاب مي‌شود سلامت روحي و جسمي است كه باز اين موضوع در اين سريال به درستي بيان نشده است.

زالي بيان كرد: جامعه پزشكي انجام مراحل آزمايشگاهي اين مساله را به صورت كار گروهي انجام مي‌دهد در اين سريال نشان داده شد كه بازيگر پزشك تمام كارهاي تخصصي را خودش به تنهايي انجام دهد.

 

****

به گزارش ايسنا، آيت‌الله محمد قائني ـ مدرس حوزه علميه قم ـ گفت: صداوسيما سريال‌هايي را كه ارايه مي‌دهد نوعي سرگرمي همراه با آموزش را در نظر دارد. صداوسيما به اين علت كه مخاطبش وسيع است صرف سرگرم‌كردن نبايد مسايلي را در جامعه زير سوال ببرد.

وي افزود: مسايل اين‌چنيني بايد طوري پرداخته شود كه نوجواناني كه ممكن است بيننده اين سريال باشند لطمه‌اي وارد نشود.

قائني ادامه داد: در آموزه‌هاي ديني مساله حيات به خصوص براي نوجواناني را كه به سن ازدواج نرسيده‌اند بسيار تأكيد شده است.

وي تصريح كرد: قرين قراردادن رحم جايگزين با مسايلي ديگر (اعتياد) باعث مي‌شود مردم از موضوعي مثل رحم جايگزين روي برگردانيم.

مدرس حوزه علميه قم خاطرنشان كرد: شرع اسلام، نسبت به گناه آن‌قدر تأكيد شده است كه علني‌ گناه‌كردن گناهي بزرگ‌تر محسوب مي‌شود در قسمت‌هايي از اين سريال گناهاني كه نشان داده مي‌شد آيا جنبه امر به معروف شده است؟ اگر اين موضوع مدنظر بوده است بسيار ارزشمند است، اما برخي قسمت‌ها چنين به نظر نمي‌رسد.

وي تصريح كرد: افراد مذهبي در اين سريال از طبقه محروم جامعه انتخاب شده بودند.

 

****

به گزارش ايسنا، حجت الاسلام گلي مشاور مذهبي در شبكه اول سيما گفت: در مورد اين سريال نقدهاي غيرمنصفانه‌اي شده است اما اين نقد در ساحت دانشگاه بسيار منصفانه بود.

وي افزود: قطعا دانشگاه وظيفه آگاهي‌رساندن به مردم و دستگاه‌ها را دارد. بيشتر مخاطب عمومي جامعه مربوط به صداوسيما است، بنابراين چنين نشست‌هايي مفيد است. بهتر است كه در مورد برنامه‌هاي ديگر صداوسيما نيز چنين نشست‌هايي برگزار شد.

گلي ادامه داد: ارتقاء باورها، فرهنگ‌سازي در رشد انسان و ارايه مسايل ملي و مذهبي از وظايف تلويزيون است. يكي از قالب‌هايي كه مي‌توانند اين موضوع را بيان كنند، نمايش است.

اين كارشناس مذهبي در رسانه تصريح كرد: «ساعت شني» تلاش مشترك صداوسيما و بهزيستي بود. انتخاب بهزيستي فقط براي مشورت با صاحب‌نظر بود. بنابراين اين سريال دنبال متخصصان و مشاوره‌گرفتن از آن‌ها نيز رفته است.

مشاور مدير شبكه اول سيما خاطرنشان كرد: سازمان بهزيستي بازوي مشاوره اين سريال نه بازوي مالي بود البته كمك‌هاي مالي نيز به« ساعت شني» كردند.

وي افزود: در مورد اين موضوع كه «ساعت شني» يك پزشكي را روان‌پريش نشان داده بود. در پاسخ به اين سوال بايد مطرح كنم كه آيا نبايد افراد رواني جامعه را در سريال‌ها نشان داد؟ بنابراين اگر ما به سراغ هر قشم از جامعه مي‌رفتيم آن قشر اعتراض مي‌كرد.

گلي افزود: خانم دكتر اين سريال در زماني‌كه روان‌پريش بود به هيچ عنوان طبابت نمي‌كرد و بعد از اين‌كه بهبودي كامل او حاصل شد به طبابت پرداخت. مهشيد يك فرد قابل قبول و دوست‌داشتني براي مخاطب بود كه مي‌تواند يك الگوي مناسب براي فردي كه مي‌خواهد احيانا اين كار را انجام دهد باشد.

مشاور مدير شبكه اول سيما ادامه داد: در اين سريال بحث «رحم جايگزين» نه «اجاره‌اي» مطرح است. فيلم‌نامه اين سريال چندسال قبل نوشته شده بود به جز در يك ديالوگ اصلا حرفي از رحم اجاره‌اي برده نشد، بلكه اين عمل را يك ايثار نشان داد. در هر جاي اين سريال ديالوگي كه مربوط به «رحم اجاره‌اي» بود حذف شد.

حجت الاسلام گلي افزود: دكتر زالي گفت كه صداوسيما نبايد به دنبال دراماتيزه‌كردن مسايل سخت برود. سريال‌ها نه تنها به دنبال اين موضوع رفته‌اند، بلكه ديگر موضوعات حساسي مثل شيطان و ديگر مسايل ماورايي را نيز مطرح كرده‌اند به اين علت كه صداوسيما اعتقاد دارد بايد آموزش دهد.

وي افزود: رييس سازمان بهزيستي به من گفت اين سريال عزمي در ميان مسوولان ايجاد كرد كه آن‌ها توجه خاصي به بهزيستي بعد از اين سريال مي‌كردند.

وي تصريح كرد: شخصيت مينا در ابتداي سريال مجرم به نظر مي‌رسيد، اما در ادامه مخاطب متوجه شده كه آسيب‌هاي اجتماعي باعث مسايل مختلف در زندگي او شده است. بنابراين بايد نگاه جامعه‌شناسي داشته باشيم و اين مساله مي‌تواند نگاه جامعه را نسبت به يك مجرم تغيير دهد.

 

***

به گزارش ايسنا، غلامعلي سيفي حقوق‌دان نيز در ادامه اين نشست گفت: بيماري خانم دكتر در اين سريال از قبل بوده است، چنين چيزي ممكن نيست كه پروانه طبابت به اين فرد داده شود. همچنين در زماني‌كه اين فرد بچه را به دنيا آورد بيمار بود، ولي چنين چيزي در جامعه پزشكي ممكن نيست.

وي تصريح كرد: مهشيد به راحتي فرار مي‌كند و در كنار افرادي زندگي مي‌كند كه داراي آسيب‌هاي اجتماعي هستند از نظر حقوق مادر حامد نمي‌تواند هركاري را كه مي‌خواهد انجام دهد و بايد متعهد به رعايت آن‌چه تعهد كرده است باشد. در غير اين‌صورت خانواده متقاضي مي‌تواند از او غرامت دريافت كند.

 

***

عليرضا ميلاني‌فر ـ پزشك و حقوق‌دان ـ گفت: در هر صنف و گروهي در جامعه افرادي روان‌پريش وجود دارند. اما مساله قابل توجه اين است كه سيما در دو سريال «اغماء» و «ساعت شني» در فاصله زماني كمي يك فرد پزشك را رواني معرفي كرد.

ميلاني‌فر ادامه داد: تمام كساني‌كه مي‌خواستند در اين سريال حامل شوند افرادي مشكل‌دار بودند و براي پول مي‌خواستند اين‌كار را انجام دهند، اما در مركز ما حامل‌هايي هستند كه فقط از جنبه انساني حاضرند كه اين ايثار را انجام دهند.

 

***

به گزارش ايسنا، سروش دباغ عضو انجمن حكمت و فلسفه گفت: مناسبت مالي درباره رحم جايگزين در اين سريال بدون پيش‌زمينه مطرح شد در صورتي‌كه پيش‌زمينه داشت، مساله قابل قبولي بود. يك فرد حامل در ازاي اين كار حق دارد پول دريافت كند.

 

***

عابديني كارشناس دفتر سلامت وزارت بهداشت و درمان نيز گفت: ما هميشه در وزارت بهداشت زماني‌كه مي‌خواهيم اطلاع‌رساني كنيم صداوسيما را در اولويت قرار مي‌دهيم. موضوع ناباوري هم يك مساله اجتماعي است در چيدن اهداف اين سريال اگر بخواهيم اين مساله را منطقي جلوه دهيم بايد باعث تزلزل نگرش‌ افراد در مورد رحم جايگزين نشويم. حاشيه‌هاي موضوع نبايد آن‌قدر زياد باشند كه خود آن موضوع بد جلوه داده شوند.

 

***

بهزاد قرباني روان‌پزشك نيز گفت: مردان، زياد در بحث رحم جايگزين حامي زنان نيستند. بازيگر مرد اين سريال واقعا الگوي خوبي مي‌تواند باشد.

وي افزود: نوع بيماري رواني ماهرخ اصلا مشخص نيست. حجت الاسلام گلي گفت كه او زماني كه طبابت مي‌كرد رواني نبود، اما در صحنه‌هايي ديده مي‌شد كه او زماني‌كه با فرد خيالي صحبت مي‌كرد هم‌زمان طبابت مي‌كرد.

 

***

در پايان سيد محسن معيني ـ پزشك پره ناتولوژيست ـ گفت: بيماري ماهرخ در سريال چرخيدن رحم بود. در صورتي‌كه اصلا چنين چيزي در پزشكي وجود ندارد. همچنين سيستم بهزيستي اين‌طور نيست كه يك فرد بتواند فرار كند در ضمن نحوه حاملگي مهشيد ساده گرفته شده بود.

انتهاي پيام

نوشته شده توسط parichehr در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

مصائب دوشيزه

بسياري از فيلم‌هاي ايراني استاندارد نيست
 
سینمای‌ايران- آيدا اورنگ:
مسعود اطيابي، كارگردان فيلم «مصائب دوشيزه» كه اين روزها بر پرده‌ سينماهاي تهران است، پيش از اين در مقام تهيه‌كننده در سينما فعاليت مي‌كرد.

 اطيابي در «مصائب دوشيزه» به سراغ موضوعي خاص رفته و كوشيده تا به تفاهم ميان اديان بپردازد.

او گرچه از شرايط اكران فيلمش ناراضي است ولي مي‌گويد چيزي را كه به دنبال آن بوده در بازخوردهاي تماشاگران به دست آورده است.

اطيابي در «مصائب دوشيزه» قصد داشته در عين انتقال مفاهيم مورد نظرش، با تعريف داستان تماشاگر را با فيلم همراه كند. نوعي پل زدن ميان سينماي گيشه و سينمايي كه حرفي براي گفتن دارد.

  • با توجه به اينكه شما سال‌ها تجربه تهيه‌كنندگي و فعاليت در سينما  داشتيد ، چرا زودتر اولين فيلمتان را نساختيد؟

 البته من از مدت‌ها قبل تصميم داشتم فيلم بسازم و فيلمنامه خاصي مدنظرم بود به نام «ماريا».

 اين موضوع (فيلمنامه) مستند بود و روي آن خيلي وقت گذاشتم، ولي طولاني‌تر شدن مقدمات كار باعث شد كه من ديرتر كار اولم را شروع كنم و ترجيح دادم كار ديگري را بسازم تا بعد به آن برسم.

  •  با توجه به اينكه بازيگر نقش آندره، پوريا پورسرخ در دوران شهرت خود بود و تضميني براي گيشه به حساب مي‌آمد، چقدر براي انتخاب بازيگر به گيشه فكر مي‌كرديد؟

 براي فيلمسازي بايد به گيشه فكر كرد. يعني اگر سينما كار مي‌كنيم بايد تا حدودي به گيشه فكر كنيم و يا اينكه مخاطب را بشناسيم.

يك‌سري مسائل پيچيده است و در انتخاب بازيگر، بايد كساني باشند كه يك مقدار، مخاطب جذب كنند تا فيلم ديده شود. انتخاب بازيگر در همين مسير انجام شد.

  •  به اين موضوع فكر نكرديد كه اين بازيگر نقش مشابه داشته و اين تكرار شايد به ضرر فيلم تمام شود؟

 چرا، قطعاً فكر كرده‌ام كه بازيگر در اين نقش تكرار نشود يا  يك شخصيت خاص را با نقش‌هاي قبلي‌اش براي تماشاگر تداعي نكند.

قطعاً اين اتفاقات با گريم و نوع بازي امكان افتادنش است. مگر اينكه ضرورت داشته باشد تا تداعي‌گر نقش‌‌هاي ديگرش باشد.

  •  شخصيت آندره، با شخصيت ژوبين در سريال وفا نزديك به هم است.

 پوريا پورسرخ، بازيگري بود كه من براي نقش، فقط او را در ذهن داشتم و هيچ‌وقت فكر نكردم كه كس ديگري بيايد، حتي زمان نوشتن فيلمنامه، به اين قضيه فكر كردم كه ايشان براي اين نقش مناسب هستند.

من از سريال وفا، يكي – دو قسمت آخر را ديدم و همين جريان باعث شد تا پورسرخ را براي نقش مناسب ببينم. ويژگي خاصي داشت كه مناسب نقش بود و خوب هم از عهده آن برآمد.

يعني آندره‌اي كه من تصور مي‌كردم با آني كه درآمد، فرقي نداشت و پوريا نقش را به گونه اي قابل باور درآورد كه   باورپذيري كه نياز داشتم براي شخصيت آندره و حسي كه تماشاگر بايد به آندره پيدا مي‌كرد، صورت گرفت.

  •  در جايي گفته‌ايد از بهنوش طباطبايي هيچ سريالي نديده‌ايدو اينكه اين اولين نقش سينمايي ايشان است. براي نقش اصلي هراسي نداشتيد بازيگري را انتخاب كنيد كه شناختي از بازي‌اش نداشتيد؟

 خانم طباطبايي به ما اجازه داد قبل از اينكه كار را شروع كنيم، با ايشان تمرين داشته باشيم و من استعدادهاي ايشان را ببينم. اين ماجرا باعث شد به اين قضيه شك نكنم كه انتخاب درستي كرده‌ام.

با اينكه متأسفانه من بازي‌هاي قبلي ايشان را نديده بودم، اما بين گزينه‌هاي موجود، بهترين بود و چهره مناسبي براي ايفاي اين نقش داشت و لحن صحبت كردنش، مناسب بود.

الان اگر اين فيلم را ببينيد باور مي‌كنيد اين دختر مسيحي است و با خودش درگير است.

در يك خانواده مسيحي بزرگ شده و با تعصبات ديني درگير است. اين نقش با چهره‌پردازي مناسب اتفاق افتاد و خوب درآمد.

  •  اولين تصور شما از خواندن فيلمنامه چطور بود؟

 من سوژه‌اي داشتم با نام «ماريا» كه دغدغه ساخت آن را داشتم و به اين مضمون   نزديك بود.چند بار هم قدم برداشتم براي توليدش، اما وسواسم روي آن فيلمنامه باعث شد تا چند سال روي آن كار شود و آقاي فرهودي زحمت اين كار را بكشند، تحقيق كنيم تا برسيم به چيزي كه مي‌خواهيم.

آقاي رفيع‌زاده، نسخه‌اي به ما داد كه زمان خواندن آن متوجه شدم نزديك است به سوژه‌اي كه مي‌خواهم بسازم و فكر كردم تجربه خوبي است كه  قبل از اينكه «ماريا» را بسازم، اين كار را بسازم.

در واقع با احساس، اين كار را ساختم، احساسي كه از قبل روي اين موضوع داشتم. بعداً هم حدود يك سال با آقاي رفيع‌زاده بحث كرديم، چندين فيلمنامه نوشته شد، از نگاه‌هاي متفاوت ارزيابي شد و در آخر رسيديم به اين فيلم كه الان روي پرده است.

  •  نكته ديگر اين است كه روند حوادث قابل پيش‌بيني است، يعني مخاطب حدس مي‌زند كه فيلم چطور تمام مي‌شود.

 براي من پيش‌بيني، اساس نبود. موضوع فيلم اين نبود اصلاً. چيدمان ما اصلاً دقيق نبود كه تماشاگر تا آخر بنشيند و نداند چه مي‌شود. بيشتر خاصيت فيلم در چيزهاي ديگري است، دغدغه‌ها چيز ديگري است كه من در بازخوردها آن را ديدم.

به آن چيزي كه مي‌خواستم رسيدم، به آن توجه. دوست داشتم بعضي سؤال‌ها ازمن پرسيده شود و ايرادهايي به فيلم بگيرند.

مثلاً عاشق شدن امير به ژانت در كليسا، از سكانس‌هايي بود كه وقتي  آن را مي‌گرفتم، مي‌دانستم مخاطب عصباني مي‌شود و به من كارگردان مي‌گويد چرا؟ چرا اين آدم كه خيلي زميني نيست، برايش يك اتفاق زميني مي‌افتد، من اين ايراد را مي‌دانستم و دوست داشتم گرفته شود.

 فيلمتان در ايامي به نمايش درآمده كه موعد چندان مناسبي براي اكران نيست.

شرايط اكران در سينماي ايران، كلاً مساعد نيست. اين برمي‌گردد به سينماي بيمار ما.

اگر سينما درست عمل كند وبرنامه‌ريزي درست براي اكران داشته باشد به نظر من 12 ماه سال فصل خوبي براي اكران است و هيچ اتفاق بدي براي هيچ فيلمي نمي‌افتد.

اما اكران ما مشكل دارد و نوع اكران ما بدون سياست و بدون برنامه است.

 كسي نيست كه روانشناسي جامعه را بداند كه چه فيلمي براي چه زماني مناسب اكران است، در چه محدوده اي، فيلم كودك در چه ساعت‌هايي باشد، ساعت‌هاي ارزان‌قيمت داشته باشد و چون چنين برنامه‌اي وجود ندارد، بيشتر فيلم‌ها آسيب مي‌بينند مثل فيلم ما.

اگر مصائب دوشيزه محرم اكران مي‌شد، 2 ماه زودتر و در اوايل محرم، خيلي بهتر بود و نيازي نبود هيچ سالني به علت ايام عزاداري تعطيل شود و مي‌توانست با مناسبت اكران شود، اما چون هيچ برنامه‌اي وجود ندارد، اين اتفاق نيفتاد.

حالا به زور با يك اكران محدود، بر پرده مي‌رود و هيچ گله‌اي نمي‌شود كرد. نگاه كنيد الان 4 فيلم كمدي همزمان اكران مي‌شوند و يك فيلم خاص و معناگرا مثل فيلم ما، كه نمي‌تواند جنبه تجاري داشته باشد.

 در حالي كه با برنامه‌ريزي مي‌شد در اين فصل، تعداد فيلم‌هاي اكران شده زياد نشود تا فيلم‌ها موفق‌تر شوند و به يك فيلم فرهنگي توجه بيشتري شود.

شعار داده مي‌شود كه فيلم فرهنگي مورد توجه قرار داده مي‌شود اما اصلاً اين شعار عملي نمي‌شود.

 شما ببينيد سينما فرهنگ لطف مي‌كند مصائب دوشيزه را به عنوان فيلم سرگروه قرار مي‌دهد اما اين فيلم، چون فرهنگي است، سانس آخر ندارد و سانس آخر را به فيلم ديگري مي‌دهند، بدون توجه  به اين قضيه كه آيا مصائب دوشيزه اكرانش خوب است يا نه.

  •  چرا درخواست نكرديد در همان محرم فيلم اكران شود؟

قرار هم همين بود، اما بنا به دلايلي عقب افتاد.

  •   قصد نداريد تهيه‌كنندگي را ادامه دهيد؟

 چرا، شغل من تهيه‌كنندگي است و كارگرداني وقت زيادي از من نمي‌گيرد. اما طبيعتاً كاري كه براي تهيه يا براي كارگرداني انتخاب مي‌كنم متفاوت است.

  • در حال حاضر مشغول چه فعاليتي هستيد؟

 در حال حاضر دارم يك فيلم كمدي مي‌سازم.

  •  دليلش اين نيست كه فيلم كمدي فروش دارد و همه تقريباً ترجيح مي‌دهند كمدي بسازند؟

 حالا، نمي‌خواهم اطلاعات بدهم، فيلم من شايد با كمدي‌هاي موجود خيلي همراه نباشد.

من خيلي از فيلم‌هاي كمدي را، كمدي نمي‌دانم.

به نظر مي‌رسد استاندارد ساختاري توليد هم در آنها رعايت نشده است.

ما مشكل استاندارد داريم، همه فيلم‌ها بايد يك مهر استاندارد بخورند و  بعد روانه اكران شوند تا  به مخاطب احترام گذاشته شود ولي اين اتفاق نمي‌افتد.

 روي فيلم‌هايي اسم  فيلم مي‌گذاريم كه استاندارد نيستند

 

نوشته شده توسط parichehr در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

حرکت اول
خبر
عکس دانیال عبادی
مصاحبه دانیال عبادی
صندلی داغ
روز سوم
ساعت شني
مصائب دوشيزه
حركت اول
باران کوثری
مصائب دوشیزه
مصاحبه
ساعت شنی
عکس


درباره ما


salam man parichehr hastam o toye iran zendegi nemionam in wblogham chon pooria ro kheili doost daram dorost kardam age khastid nazaretoon ro rajebesh begid kheili khoshhal misham inam email man hast saye_tiam@yahoo.com


نويسندگان
<-AuthorName->


لوگوي ما

به زودی


لينکهاي با آمار 3000+

آمار بازديد

 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب



Powered By http://alldata.irNet & .Com Copyright © 2008 by ahmad toranji
http://alldata.ir
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com

Image and video hosting by TinyPic
SongCode.blogfa