تبليغاتX
pooria poorsorkh

  کاربر مهمان، خوش آمديد!

 
منوي اصلي
لينکهاي سريع

آرشيو ماهيانه
87021.aspx
86124.aspx
86123.aspx
86122.aspx
86121.aspx
86114.aspx
86113.aspx
86112.aspx
86111.aspx
86104.aspx
86103.aspx
86102.aspx

لينک دوستان


هواداران دو اتیشه پوریاپورسرخسوگل(پورسرخ)سانی(پورسرخ)غزاله(پورسرخ)هانیه(پورسرخ)مریم(پوریاپورسرخ)نیلوفر(پورسرخ)ارزو(پورسرخ)هیلدا(پورسرخ)تالار گفتمان هواداران دو اتیشه پوریا پورسرخمنصوره(پورسرخ)ستاره طلایی(پورسرخ)اشنا(پورسرخ)اسیه(پورسرخ)نیروانا(پورسرخ)اوا(پورسرخ)ساحل(پورسرخ)مینو(پورسرخ)الهام عاشق دیوونه ی پوریا(پورسرخ)فرزانه(پورسرخ)باهره(پورسرخ)فائزه(پورسرخ)زهرا(پورسرخ)سحر(پورسرخ)رژین(پورسرخ)حمید(پورسرخ)رویا(پورسرخ)سپیده(پورسرخ)مروارید(پورسرخ)بروبكس رپر امارات مهسا (پورسرخ)مائده(پورسرخ)سوگند(پورسرخ)سحر جووووون(پورسرخ)


لوگوي دوستان

لوگوي شما


تبليغات شما

تبليغات





حرکت اول

 

آهنگ جدید و بسیار زیبای رپنات به نام حرکت اول (این آهنگ برای فیلم حرکت اول ساخته شده)

Rapknot - Harekate Aval | www.RapSun.com



 

توجه کنید : برای دانلود آهنگ یا ویدیو بر روی نام آهنگ راست کلیک کنید و سپس گزینه Save Target As را بزنید

=====================================

دانلود تیزر فیلم حرکت

کیفیت 128Mp3 :  حرکت اول

کیفیت 64Wma :  حرکت اول

 

سایت www.rap-sun.com

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط parichehr در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387     بيان انتقادات و پيشنهادات

خبر

به‌ درخواست پرويز شهبازي،
عباس كيارستمي پلان پاياني «عيار 14» را كارگرداني كرد

سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
1386/12/25
03-15-2008
12:56:18
8612-13306: كد خبر

كيارستمي و شهبازيخبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

عباس کيارستمي پلان پاياني فيلم‌ سينمايي «عيار 14» را به درخواست پرويز شهبازي طراحي و كارگرداني كرد.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلمبرداري فيلم سينمايي «عيار 14» چهارمين ساخته پرويز شهبازي پس از دو ماه در سرعين اردبيل طي دو روز گذشته به پايان رسيد.

عباس کيارستمي سر صحنه فيلم «عيار 14» در شهرستان سرعين حضور يافت و به درخواست پرويز شهبازي، نماي آخر فيلم را طراحي و کارگرداني کرد.

در اين نما، يکي از شخصيت‌هاي اصلي که نقش آن را کامبيز ديرباز بازي مي‌کند سوار بر وانتي قرمز رنگ در ميان برف‌ها حرکت مي‌کند.

به گزارش ايسنا، اين فيلم داستان مردي را روايت مي‌کند که سالها قبل به زيرکي، خود را از مخمصه‌اي رهانيده است و اکنون با بازگشت غريبه‌اي به شهر کوچک محل سکونت خود، به دردسر افتاده است.

تهيه‌کنندگي اين فيلم را پرويز شهبازي خود برعهده دارد و علي لقماني به‌عنوان فيلمبردار دومين همکاري خود را پس از «نفس عميق» با او تجربه مي‌کند.

محمدرضا فروتن، پوريا پورسرخ ، مينا ساداتي و مهشيد افشارزاده ديگر بازيگران اصلي اين فيلم هستند.

انتهاي پيام

نوشته شده توسط parichehr در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

عکس دانیال عبادی

نوشته شده توسط parichehr در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

مصاحبه دانیال عبادی

گفتگویی مفصل با دانیال عبادی: ازحضوری غیر منتظره تا آینده قابل پیش بینی
دانیال عبادی : الگو برداری ممنوع!

دانیال عبادی : الگو برداری ممنوع!


سینمای ما - امير كاظمي: غیرمنتظره نخستین فیلم دانیال عبادی در مقام بازیگر است و مدتی از اکران آن می گذرد . عبادی این روزها یکی از عوامل فروش فیلم غیرمنتظره است و توانسته خیلی ها را به سینما بکشاند و در همین مدت کوتاه طرفداران زیادی پیدا کرده است . عبادی پیشنهاد های زیادی برای بازی دارد اما می گوید : « دوست دارم باز هم نقشی را بازی کنم که خیلی سخت باشد » . عبادی می خواهد از تجربه دوستانش استفاده کند و ماندگار باشد . در یک عصر سرد زمستانی در منزل دانیال عبادی به گفتگو با هم نشستیم و آنقدر فضای گفتگو گرم بود که گذشت زمان را احساس نکردیم . آنچه در ادامه می خوانید حاصل یک گفتگوی مفصل دوساعت و نیمه با دانیال عبادی است .


امیر کاظمی


یک بیوگرافی کوچیک از خودت به ما بگو
من ۲۵ سالمه ٬ دانشجوی رشته ی MBA (بیزینس اجرایی) در مقطع کارشناسی ارشد هستم.
قبل از غیرمنتظره چه کار میکردین ؟
قبل غیر منتظره درس می خوندم و با توجه به رشته ام مشاوره در رابطه با بازاریابی ٬ بازرگانی و تبلیغات برای شرکت ها ی تجاری و صنعتی انجام می دادم.قبل ازآن هم به صورت حرفه ای ورزش می کردم.
درس خواندنت به سینما لطمه نمی زند ؟
نه، به شرط آنکه یک برنامه ریزی درست داشته باشی فکر نمی کنم .
یک چیز را خیلی رک بگو ٬ دانیال عبادی می خواهد بازیگر بماند یا چهره شود ؟ شما فیلم را دیدید ٬ من در مصاحبه های قبلی گفتم و الان هم خدمت شما میگم . من با اینکه « غیر منتظره » فیلم اولم بود تن دادم به گریم شخصیتی که کاملاً صورتش ویران می شه ٬ چهره از نیمه فیلم به زیر ماسک می رود و چهره آنچنان دیده نمی شه و حتی اول فیلم هم یک چهره متفاوت از چهره خودم دارم . خب این فکر می کنم دیگه جواب سوال شما باشه . من اگه به دنبال چهره بودن، بودم، در فیلم اولم به این نوع گریم تن نمی دادم.
پس حتماً می خواهید بازیگر بشوید ؟
حتماً . زیبایی چهره یک نفر به نظر من چیزی است که انسان در آن دخیل نیست و خدا اونو به انسان میده ولی آن چیزی که ما خودمون به عنوان یک بازیگر دخیلیم، بازی هایی است که از ما میبینید که سطحش را چقدر بتوانیم ارتقا بدهیم .
چی شد که دانیال عبادی پایش به عرصه سینما باز شد ؟
من فیلمنامه نویسی را دوست داشتم . دو ٬ سه تا کار کوچیک هم کرده بودم در حد سیناپس و طرح اولیه برای فیلم کوتاه . من کارهای دکتر کریمی را خیلی دوست داشتم و دنبال می کردم مخصوصاً رستگاری در هشت و بیست دقیقه ٬ شمعی در باد و ... ٬ فیلمنامه هایش را خیلی دوست داشتم ٬مخصوصاً فیلمنامه رخساره را وهمین طور هم که پیش می رفت کارهای جدیدشون . شهاب حسینی دوست عزیز من ٬ خیلی عزیز من ٬ من را معرفی کرد به دکتر کریمی برای بازی ، چون ایشان در جریان داستان فیلم بودند و می دانستند دکتر تست های متعددی گرفته اند ولی به چهره و بازی ایده آلشان نرسیده اند. ایشان مرا برای بازی معرفی کردند، درحالیکه خودم درجریان نبودم، از تمام کمک های شهاب عزیزم و اعتمادی که به من کرده اند ومرا معرفی کرده اند و بعد اعتماد به نفسی که به من در جریان بازی بخصوص در صحنه هایی که در خدمتشان بودم بسیار سپاسگزار. آقای دکترهم پیشنهاد تست را به من دادن که من هم تست دادم و قبول شدم . این شد که اصل داستان تغییر کرد اما کماکان بدنبال فیلمنامه نویسی هم هستم اگر خدا بخواهد .
حالا که غیر منتظره تمام شده نرفتین دنبال فیلمنامه نویسی ؟
چرا الان هم به دنبالش هستم اما آقای دکتر کریمی بدلیل گرفتاری هایی که داشتن بعد از فیلم، متاسفانه من زیاد نتوانستم در خدمتشون باشم . اما اگر فرصتی بشه حتماً در کلاس های ایشون شرکت می کنم که بتوانم به صورت حرفه ای فیلمنامه نویسی انجام بدم. اما همچنان می نویسم و فعلاً در کشوی میزم بایگانی می کنم ( می خندد).
من احساس می کنم رخساره را بخاطر شهاب حسینی که در آن فیلم بازی می کرد دوست دارید.
نه اون زمان با آقای حسینی من دوست نبودم . من بخاطر اینکه کلاً علاقه مند به فیلمنامه و کارهای آقای کریمی بودم رخساره را خواندم .ضمن آنکه بازی های شهاب حسینی را هم دوست داشتم.
عبادی که فیلمنامه نویسی را خیلی دوست دارد . چرا رشته تحصیلی اش را هنر انتخاب نکرد؟
به نظرم هنر ، به خصوص نوشتن یک چیزی هست که در خلوت شما اتفاق می افتد وقتی دوست داری با کاغذ درد و دل کنی، یعنی لحظاتی را داری از سر می گذرانی که شخصی اند، بهت لذت می ده، آرومت می کنه، من به نوشتن از این زاویه نگاه کردم و جلو رفتم. اما جایی حس کردم یکی باید به من کمک کنه که نوشته هام نظم نسق بگیره، صیقل بخوره، غلطها گرفته بشه که به دنبال کلاس فیلمنامه نویسی رفتم. اما نوشتن همچنان برایم اون خلوتِ لذت بخش است.
اگر سینمای ایران را تقسیم کنند و بگویند این بازیگر ها باشند و آن ها نباشند . دانیال عبادی در کدام گروه هست؟
من این سوال شما را نمی توانم جواب بدم بدلیل اینکه دید مردم فرق می کنه . مردم باید بخواهند که یک تعداد بازیگر باشند و یک تعداد نباشند . یک عده از مردم بازی را دوست دارن . یک عده چهره را دوست دارند و یک عده هر دو را . ببینید اگر یک بازیگری بیاد چهره ی خوبی داشته باشه می تونه کارش را ادامه بده . اگر یک بازیگری بیاد بازی خوبی داشته باشه می تونه ادامه بده و یک بازیگر هم که هر دورا دارد اون هم می تواند ادامه بدهد. پس مهم این هست که تو می خوای جزو کدوم باشی. . توی این سرما و ایام محرم و جشنواره فیلم فجر وقتی فیلمی در روز اول اکرانش ۵ میلیون می فروشد خیلی عجیب است . به نظر من این بر می گرده به قصه خوب فیلم و شناختی که مردم از سابقة داستانهای قبلی کارگردان فیلم دارند وگر نه تبلیغی که ندارد و من را هم که نمی شناختند . من می گم فقط از روی پوستر فیلم بوده . از روی پوستر رفته باشن ؟ استثنائاً ممکن است این اتفاق هم بیافتد ولی قاعده نیست.
الان بنظرم دانیال عبادی صرفاً یک چهره است . ببینید برخی از بازیگر ها را ما داریم که دارن خودشون را به آب و آتیش میزنن که از چهره بودن در بیان . حالا با اینکه یک دونه عکس نیست از شما در سینما ها با صورت بسته ٬ با تاول ها و با گریم متفاوتتون در اول فیلم و همه ی عکس ها از آن بیست دقیقه ای است که شما مدل هستید و عکس میگیرید . مخاطب صرفاً بدلیل چهره داخل سینما میرود و معتقدم هیچ کدام از بازیگران دیگر عامل فروش فیلم نیستند چون هر دو بازیگر دیگر « غیر منتظره » ٬ فیلم بر روی اکران دارند نمی فروشد . هانیه توسلی با « عاشق » به کارگردانی افشین شرکت و شهاب حسینی با « بچه های ابدی » به کارگردانی پوران درخشنده که هر دو کارگردان هم شناخته شده هستند .
ببینید برای ورود اول به سالن سینما این حرف شما شاید درست باشه ولی خب سینما یک صنعت است ٬ وقتی هم که صنعت هست بیزینس پشتش است و هیچ وقت عوامل یک فیلم نمی آیند کاری بکنند که بر ضد گیشه شان باشد یعنی بیایند عکس هایی از تاول و گریم من در فیلم بزنند که ضد گیشه باشد و داستان فیلم لو برود . این لطف شما است که می گویید من عامل فروش یک فیلم هستم به تنهایی ولی ٬ شما امروز میری فیلم را میبینی و اگر از قصه و داستان خوشت نیاید به دو نفر دیگه هم که می خواهند بروند می گویی : نه بابا نرو به در نمی خوره می خوای بیبینی طرف رو همین عکسش را ببین اونجا ٬ ولی به نظر من اینجوری نیست . حتماً داستان هم خوب بوده که دو نفر دیگه هم میروند و فیلم را میبینند .
طرح اولیه فیلم خوب بود اما به نظر من فیلمنامه حداقل نسبت به کارهای گذشته آقای کریمی ضعیف بود .
به نظرم غیر منتظره از حیث طراحی داستان ، شخصیتها ، ریتم ، فضا و ... نسبت به داستانهای قبلی دکترکریمی بشدت متفاوت است، تفاوتی که به نظر من امتیاز اینکار نسبت به کارهای قبلی ایشان است، به نظر شما ضعف آن نسبت به کارهای قبلی تلقی می شود. اما آنچه باعث این تفاوت دیدگاه شده، متفاوت بودن این قصه است.
خب حالا برگردیم سر همون موضوع اول چون من جوابمو نگرفتم .آقای کریمی برای غیر منتظره از ۲۰۰ مدل تست گرفته بودن . من جایی از شما خواندم که پیشنهاد مدل بودن داشتم اما قبول نکردم بخاطر اینکه صرفاً چهره ام دیده نشود . آقای کریمی هم که از چهره شما تست گرفتن . فکر نمی کنید این ربطی داشته باشه به این که فقط چهره دیده بشود ؟
شما دارید بازیگری را با مقوله مدل بودن مقایسه می کنید . ببینید شاید، امروزه برای ورود به سینمای ما خیلی مهمه که یک چهره خوب داشته باشیم . به نظرم ۵۰ درصدش اینه که لازم هست اما کافی نیست و بعد مقوله بازی و بازیگری و چقدر ماندگار بودن است . من وقتی میآیم فیلمی را بازی می کنم حالا بدلیل چهره انتخاب می شم ولی باید بتوانم بازی کنم آن هم دونقش کاملاً متفاوت در یک زمان ، آنهم پر از اوج و فرود اگر قصد سازندگان غیر منتظره فقط نشان دادن یک چهره بود آن چهره را ویران نمی کردند اما در مدلینگ وقتی یک عکس از شما میره روی بیلبورد صرف بخاطر یک محصول تجاری خاص و مفهوم ارزشی ندارد ٬ این تا آخر همان یک عکسه . من اگر زمانی بخواهم کار مدلینگ هم انجام دهم همانطور که در مصاحبه های قبلی ام هم گفتم چیزی را که به ارتقای سطح کیفی جامعه ٬ فکر می کنم خیلی بزرگ صحبت کردم ٬ چیزی را که یک پیام ارزشی داشته باشه این خیلی به مراتب بهتر است تا تبلیغ صرف یک کالا باشه و فقط به عنوان یک چهره .
یعنی تبلیغ کالا نمی کنید ؟
چرا . ما خیلی از محصولات را داریم که بازار تجاری خیلی خوبی دارند و به جامعه کمک می کنند . ببین ما خیلی چیزا رو داریم که یک پیام مفهومی ارزشی داره .
مثلاً ؟
برای بیماری ایدرز برای سازمان یونیسف و ... یک سری هم محصولاتی را داریم که این محصولات هم به ارتقای جامعه ما کمک می کنه .
تست آقای کریمی چی بود ؟ تست بازی بود یا عکس میگرفتن ؟
تست بازی به شیوة مرسوم که مثلاً بخند یا گریه کن، نگرفتن ٬ چون بعدها گفتند اصلا به این نوع تست گرفتن اعتقادی ندارند. تست دوربین از من گرفتن که ببینن من پشت دوربین چطوری هستم ولی من احساس می کردم اون چند روزی که می رفتم پیش آقای کریمی از لحاظ روان شناسی و نگاه های ایشون مدام در حال یک نوع تست روانشناسانه هستم. ایشون می خواستند بیبینند که من به قالب اون نقش و شخصیت می خورم یا نه .
غیر منتظره را چند بار دیدین در سالن سینما ؟
دوبار
ریکشن مردم چطور بود ؟
خوب بود خدا شکر .مردم خیلی لطف دارن. .
خودت از بازیت خوشت آمد وقتی فیلم را دیدی ؟
بنظر من یک بازیگر هیچ وقت نباید از بازی خودش خوشش بیاید و هر زمان این اتفاق بیفته همانجا می ایستد و دیگه نمی تواند پیشرفتی بکنه، اما دلگرمی هایی از دور و ور می گرفتم خدا را شکر . یکی می گفت وقتی من بار اول خودم را روی پرده دیدم گفتم وای من چقدر فاجعه ام ! تو چطور ؟
این اتفاق عین شنیدن صدای خودت از پخش صوت یا رادیود، بخصوص وقتی که بخاطر نوع نورپردازی ، چهره ات عوض میشود یا خودت را باگریم می بینی، کلاً آدم حجیم تر از آنچه هست نشان داده می شود...
من از سکانس بیلبوردی که با شهاب حسینی هستی خیلی خوشم اومد یا مثلاً از سکانسی که صورتت بسته است .یک توضیحی درباره این سکانس که من دوست دارم میدی . واقعاً خودت را بر روی بیلبورد دیدی آنقدر ذوق کردی ؟
نه ، بازی ام بود، چون تا آماده شدن وجلوی دوربین رفتن چند ساعتی در آن لوکیشن بودیم و بیلبورد را می دیدیم . ضمن آنکه آخرین روزهای فیملبرداری بود وعکسهایی ازمن در روزنامه ها ومجله ها خورده بود. از اینکه بازیم را دراین صحنه دوست دارید خوشحالم. ضمن آنکه من می بایست خوشحالیم را از دیدن خودم در آن بالا نشان می دادم نه صرفا به خاطر عکس خودم، بخاطر آنکه عکسم بر روی بیلبوردی که بر فراز سطح شهر است موقعیتی برتر وشاید هم اعتماد به نفسی به محمود که شخصیت متزلزلی است ، می داد، می بایست ذوق زندگیم را نسبت به این موقعیت برتر نشان می دادم ، نه صرفاً عکسم.
خودت از کدام سکانس خوشت آمد ؟
من ... ( مکث و خنده ) نمی دونم ٬تعریف از خود نمی شه؟!
خب از کدوم سکانس خوشت نیومده ؟ ببین من الآن تمام سکانسها را مجزا نگاه می کنم، در بعضی ها صد درصد راضیم واز بعضی ها رضایتم نسبی است و با توجه به شناختی که الآن نسبت به کارم پیدا کرده ام که بیشتر از زمان بازی در فیلم است نگاهی منتقدانه و حتی تخطئه گر نسبت به خودم دارم اما در کل وقتی غیر مجزا و در پیوستگی با یکدیگر بازیم را می بینیم احساس می کنم یک دست است. نوسان زیادی ندارد و بهتر می دانید که یک بازی یک دست خوب یا متوسط بهتر از بازیهایی است که در بعضی جاها درخشان ودر بعضی از جاها خوب یا قابل قبول باشد. بنظرم این یک دستی هست. صحنة جشن تولد خوب است، آن بازیم را که در سکوت است دوست دارم. با مخاطب ارتباط برقرار می کردی ٬ یعنی موقع تاول زدن صورتت مخاطبان آه می کشیدند و از این قبیل ریکشن ها . در دوباری هم که من در سالن سینما نشسته بودم ٬ این ارتباط اتفاق افتاده بود و من حس می کردم ریکشن ها را در جاهایی . ما یک ریکشن هایی را انتظار داریم در جاهایی و همون اتفاق میوفته که این سکانس جوری انجام میشه که اون ریکشن از مردم گرفته میشه در جاهایی و وقتی این ریکشن ها درست در میاد یعنی اون حس درست منتقل شده واون ارتباط که شما میگین برقرار شده.
ببین بازی در اون سکانس ها آن طوری که باید ٬ به نظر من درنیامده . اما باز هم مخاطب با شخصیت ارتباط برقرار می کند . منظورم اینه که چون مردم تورا میدیدند و تورا قبول کرده بودند این احساس بهشون دست میداد نه بخاطر بازیت، یعنی اون "آن" شما داشتین.
بنظر من داشتن « آن » خیلی خوبه و شما لطف داری ، اگر « آن » داشته باشی می توانی به عنوان یک بازیگر خوب به چشم بیایی . حتی اون « آن » دلیلش این نیست که تو زیبا باشی یا زشت باشی . تو میتونی زشت باشی ولی در یک کاراکتر هایی خیلی آن داشته باشی . من تمامی سعی خودم را کردم در این فیلم که بتوانم بازی خوبی ارائه بشه و خدارا شکر فید بک هایی هم که میگیرم خوب هستند .
درباره نقشت و اینکه چه جوری سعی کردی بهش بررسی ۱ توضیح میدی ؟
 من دونقش داشتم محمود و بیژن ، که هر کدام دو نیمه داشتند، یعنی 4 نوع پرسونالیتی در این پرسوناژ وجود داشت. اول محمود ، مردی عضلانی با چهره ای مردانه ، صدایی بم اما با اعتماد به نفس کم که در زندگی شخصیتی پیرو دارد و نفر دوم زندگی است و زنش که تهرانی است و نقاش ، بر او غلبه دارد واو به وجود زنش افتخار می کند. این محمود در دیزالوی آرام به بیژن تبدیل می شود ، شخصیتی مردد که ظاهراش زیبا شده، مردانه بودن ظاهری اش کم شده، صدایش زیرتر از قبلی است اما تزلزل وعدم اعتماد به نفس محمود را دارد. نیمی ازاین است و نیمی از آن، اینجا دیگر پیرو و پشت سر زنش نیست، در کنار اوست، خود را همسان با او در موقعیت می داند، او هنرمند شده، کارش همانند کار زنش آرتیستیک است و مهم، در نتیجه هنوز در این که کنار اوبماند مردد است و بعد تبدیل می شود به بیژن ، که هم ظاهرش تغییر کرده وهم اعتماد به نفس کافی یافته است. حالا دیگراو شخصیت پیرو نیست و یک شخصیت رهبر است، و نیمه ی دوم این شخصیت ، یعنی همان بیژنی که متزلزل می شود ، به تردید دربارة موقعیت وجایگاه اش می افتد و کم کم دیزالو می شود به شخصیت اولش محمود، محمودی که حالا نسبت به قبل شناخت بیشتری نسبت به زنش پیدا کرده ودر زندگی مقهور و مغلوب او نیست.
قبول داری بازی با میمیک نداری ؟
خب من یک سوال ازت می پرسم . الان که روبروی من نشستی من بازی با میمیک را دارم یا نه ؟
الان بازی با میمیک را دارید
خب اونجا توی فیلم بنا به شخصیتی که من بازی می کردم و باید یک حسی را میرسوندم این اتفاق نیوفتاد . چون تاکید مکرر آقای کریمی بر این بود که بازی به هیچ عنوان اغراق آمیز نباشه و یک بازی روان جوری که زندگی کنی با این نقش . خب شما الان میگین من میمیکو . دارم اما اونجا داشتم بر خلاف اون چیزی که هستم را بازی می کردم . چون حساب کنید کلوز آپ از میمیک برای بازیگری که کار اولش هست و شناخته شده نیست کوچیکترین اشتباهی همه چیز را به هم میریزد و من خدا را شکر می کنم که شما فیلم را دیدی و آن چیزی که آقای کریمی میخواستیم به آن توجه بشه را فهمیدی و الان داری از من سوال می کنی . ضمن اینکه من حسهایی را باید به نمایش می گذاشتم، مثل هل شدن ، دستپاچگی ، ناآشنا بودن با محیط که اگر میمیک زیادی داشتم، اغراق و تصنعی بودن را بیشتر از حد به نمایش می گذاشتم. کلاً من به انتقال حسم به روش غیر زبانی (Non verbal) خیلی علاقمندم بتوانم بدون اینکه تمام حسم را در لحن و بیان وکلام و دیالوگم بریزم بتوانم با نگاهم حس را متقل کنم. بهر حال تأکید کارگردان بود که در حرکات چشم وابرو ودست و حتی مو و ... بشدت خست نشان دهم.
اولین سکانسی که ازت گرفتن کدام سکانس بود ؟
سکانسی که سر میز با خانم توسلی نشستیم و داریم شام می خوریم و اون ماسک روی صورتم است و خانم توسلی می گویند : « هرچی داری به نام من کن » . سکانس خیلی سختی بود و آقای دکتر اصرار داشتند این سکانس اول انجام بشه بدلیل اینکه قبلا تمرین کرده بودیم و معتقد بودند اگر این سکانس را خوب بازی کنم بقیه سکانس ها را هم می توانم و خدا را شکر عوامل همه بعد از اولین برداشت دست زدند برای من و خیلی راضی بودند . من هم یک اعتماد به نفس خیلی خوبی گرفتم .
به عنوان یک علاقه مند به فیلمنامه نویسی از روند فیلم راضی هستی ؟ بنظرت دو دقیقه اول خیلی تند و بقیه فیلم خیلی کند پیش نمی رفت ؟
ریتم فیلم یک دست است، حتی آنجاهایی که شما اشاره می کنید،داستان نقاط عطف بیشتری دارد، صحنه ها ، پلان ها ، حتی ریتم مونتاژی هم شاید تند تر از قبل باشد، اما فضا فضای سرد و ملال آور و تراژیک و تلخ است. خیلی خوشحالم که این حس به شما منتقل شده ، حتی سقوط ، حتی متلاشی شدن ، حس انزجار از زندگی وهمین باعث شده گمان کنید ریتم فیلم کند است.
دانیال برای بازیگر شدن چه کاری انجام میدی ؟
من سعی می کنم بیشتر فیلم بیبینم و مهمتر از آن چشم بینا وگوش شنواتری داشته باشم نسبت به هر آنچه در اطرافم اتفاق می افتد، بیشتردر جامعه باشم ، در میان مردمی که ممکن است نسبت به آن طبقه و خاستگاه شناخت کمتری داشته باشم، خوب و از نزدیک دوباره هم چیز را ببینم. بازی بازیگرانی را ببینم که دوست دارم بازیشون را و این خیلی به من کمک میکنه . نوع نقش هایی که می خواهم بازی کنم را خیلی بهش فکر می کنم . آقای کریمی خیلی از تجربیاتشون را در اختیارم می گذارند و به من کمک می کنند و اگر سوالی داشته باشم ایشون جواب میدن و دریغی ندارند .
قبل از اینکه تبلیغات غیر منتظره آغاز بشه پیشنهاد سینمایی داشتی ؟
بله داشتم ٬ کم هم نبود اتفاقاً ولی به دلایلی من قبول نکردم و دلیلش این بود که بیشتر درگیر درسم بودم و اینکه توی فکرم همیشه این بود که یک فیلم از من اکران بشه و ببینند بازی منو ٬ دیده بشم ٬ فید بک ها و باز خورد ها را بگیرم .
چرا فید بک بگیری ؟ اگر فید بک ها خوب بود چی میشد و اگر بد بود چی میشد ؟
بنظرم کسی که وارد یک حرفه میشه خیلی مرحله مرحله باید بره جلو توی درس یا ورزش یا هر چیزی . این خیلی بهش کمک میکنه . چون ورود به سینما یک مقوله ای است و ماندگاری یک مقوله دیگر و ارجح تر نسبت به آن برای این موندگاری در سینما و مشخص شدن نوع کریر خیلی با وسواس باید بره جلو و من سعی کردم که بتونم از تجربه دوستان استفاده بکنم .
الان پیشنهاد سینمایی زیاد داری ؟
الان هم دارم خدارا شکر .
بقیه پیشنهاد ها را چرا رد می کردی ؟
درگیر درسم بودم و دوست داشتم با وسواس بیشتری این کارو انجام بدم، .
برای فیلم بعدی ات چه فکری کردی ؟
دوست دارم نقشی را بازی کنم که عین شخصیت محمود در غیر منتظره فرازو فرود بسیار داشته باشد، همچنان دوست دارم بازی ام بیشتر دیده بشه .
حاضری موهایت را از ته بتراشی ؟ 
صد  درصد ٬ بازیگر در اختیار پروژه باید باشه و وقتی لازمه موهایش را هم بتراشد یا وزن کم و زیاد کند. برای فیلمی که دکتر کریمی در آینده نزدیک قرار است بسازد، یک روز با من صحبت کرد و گفت اگر قرار شد تو بازی کنی ، باید در صحنه هایی از فیلم موهایت از ته تراشیده شود. ومن بشدت استقبال کردم.
در سینمای ایران الگویی برای خودت داری ؟
من به هیچ عنوان الگویی برای خودم ندارم ٬ یادمه یک استاد داشتیم همیشه میگفت: "الگوبرداری ممنوع ٬ یعنی سقوط . الگو سازی بسیار" . یعنی تو زمانی که به جایی برسی که از یک الگو، الگو برداری کنی میشی کپی که نهایتش میشه کپی برابر اصل ولی باز هم کپی هستی. ولی اگه تو الگو سازی بکنی برای خودت ٬ یعنی رل مادل (Role Model) داشته باشی خوبه ، با خودت بگی چطور دیگرانی که شرایط فیزیکی و هوشی و عاطفی یکسانی با تو دارند ودر همان جامعه زندگی می کنند می توانند موفق شوند ولی تو نتوانی، پس تلاش کنیم ، برنامه داشته باشی و به خدا توکل کنی که تو هم به آن چیزی که به نظرت موفقیت است برسی. این یعنی الگوسازی ، اما اینکه غایت تلاش تو این باشد که بشوی عین کسی که الگوی تو بوده غلط اس

نوشته شده توسط parichehr در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

صندلی داغ

صندلی داغ فایل صوتی برائ دانلود 

نوشته شده توسط parichehr در جمعه هفدهم اسفند 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

روز سوم

پوریا پورسرخ و باران کوثری در نمایی از فیلم « روز سوم » ساخته محمدحسین لطیفی

پوریا پورسرخ و باران کوثری در نمایی از فیلم « روز سوم » ساخته محمدحسین لطیفی

در نگاهي کلي و فارغ از هر گونه جزيي نگري و ايراد گرفتن هاي مرسوم به کارگرداني يا فيلمنامه يا ... ساخته شدن فيلمي چون « روز سوم » کلاً مي تواند حاصل يک سوءتفاهم باشد. سوء تفاهمي ناشي از نديدن يا نشناختن (فرقي هم نمي کند) تاريخ بيست و چند ساله سينماي دفاع مقدس. سينمايي که فارغ از تمام جهت گيري ها، بي شک پويا ترين گونه فيلمسازي پس از انقلاب است. در مورد فيلمي چون « روز سوم »، مي توان از همين ابتدا پرسيد فيلمي که نه قصد دارد به لحاظ بصري و جلوه هاي ويژه دست به کاري نو و تجربه نشده بزند و نه به لحاظ داستاني و روايتي و شخصيت پردازي حاوي نکته يا نکته هايي بکر و دست نخورده باشد، اساساً به چه درد سينماي دفاع مقدس مي خورد؟ سينمايي که از اوايل دهه 60 و در بحبوحه جنگ تحميلي فعاليت خود را آغاز کرده و تا به امروز بيشترين تجربگي ها و جاه طلبانه ترين پروژه هاي سينمايي پس از انقلاب متعلق به اين ژانر بوده و هست، بعد از تمام اين بيست و اندي سال و تمام تجربه گري هاي خود، واقعاً چه نيازي به فيلمي چون روز سوم داشته که دست به توليد آن زده است.

1- با نگاهي کلي به تاريخ سينماي دفاع مقدس، به شکلي کاملاً ملموس و آشکار، ضرورت ساخت فيلم هايي از جنس « روز سوم » از بين مي رود. از تجربه هاي شخصيت پردازانه و روانکاوانه « عروسي خوبان » (محسن مخملباف) گرفته تا نوآوري هاي تکنيکي « افق » (رسول ملاقلي پور) يا بازيگوشي هاي روايتي « خاکستر سبز » (ابراهيم حاتمي کيا). تازه اين مورد آخر (خاکستر سبز) جنگ و پيامدهاي مرگبار آن را در قالبي کاملاً تجربي و امتحان پس نداده ارائه مي دهد و اين پديده مرگبار را به خارج از مرزهاي کشور مي کشاند و در پايان مي خواهد به اين نتيجه انساني برسد که جنگ، در هر زمان و مکاني که اتفاق بيفتد، نتيجه اي جز جدايي انسان ها و خرابي و آوارگي به همراه نخواهد داشت. اين چند فيلم نمونه هايي بودند از سينماي دفاع مقدس که هر کدام به نوعي، چيزي تجربه نشده را به شريان هاي اين ژانر در سينماي ايران تزريق کرده اند. وگرنه مثال هايي از اين دست بسيارند.

از شاهکارهايي چون « سفر به چزابه » (رسول ملاقلي پور) و « آژانس شيشه اي » (ابراهيم حاتمي کيا) که به مساله انسان هاي پس از جنگ مي پردازند و پيامدهاي ناگوار جنگ در جامعه و نسل بعد از آن را بررسي مي کنند گرفته تا « مزرعه پدري » (رسول ملاقلي پور) و « دوئل » (احمدرضا درويش) که اوج توانايي ها و قابليت هاي تکنيکي سينماي ايران را به رخ کشيدند و به گونه اي مي توان از آنها به عنوان انقلاب تکنيکي سينماي دفاع مقدس ياد کرد. حالا و پس از اين همه سال و تمام تجربه گري هاي ارزشمندي که ذکر شدند، فيلمي ساخته شده است به نام « روز سوم » و به کارگرداني محمدحسين لطيفي که نه از ديدگاه هاي اجتماعي و حتي فلسفي فيلم هايي چون « عروسي خوبان » و « آژانس شيشه اي » برخوردار است و نه قابليت هاي تکنيکي « مزرعه پدري » و « دوئل » را دارد و نه حتي جسارت ها و بدعت هاي روايتي « سفر به چزابه »، « خاکستر سبز » يا حتي « هيوا » (رسول ملاقلي پور) و « برج مينو » (ابراهيم حاتمي کيا). حالا من و شما يا حتي هر کس ديگري که به تماشاي اين فيلم رفته است حق ندارد از خود بپرسد که پس از اين همه تلاش و تجربه گري در سينماي دفاع مقدس، چرا فيلمي چون « روز سوم » بايد به اين شکل ساخته شود؟ فيلم به لحاظ تکنيکي و جلوه هاي ويژه جداً ضعيف و غيرقابل باور عمل مي کند، که در بخش بعدي اين مطلب به آن خواهيم پرداخت. به لحاظ شخصيت پردازي هم « روز سوم » به جرات يکي از ضعيف ترين فيلم هاي سينماي دفاع مقدس است که تا به امروز ساخته شده. مي توان گفت که در طراحي شخصيت هاي اصلي فيلم هيچ گونه ظرافت و ريزه کاري و جزئيات به درد بخوري اعمال نشده است تا تماشاگر بتواند راحت تر با آنها همذات پنداري کرده و در نتيجه با کليت فيلم رابطه درست برقرار کند. اما استثناي اين قاعده تنها و فقط شخصيت فواد با بازي خوب حامد بهداد است که به ميزان قابل توجهي فيلم را « قابل ديدن » مي کند.

بيشترين سهل انگاري در طراحي شخصيت ها هم بي شک متعلق به شخصيت هاي عراقي فيلم است. تصوري که از آنها در انتهاي فيلم در ذهن تماشاگر باقي مي ماند به قدري متضاد است که باعث پريشاني عقل مي شود، آنها بعضي وقت ها آن قدر مهربان و دل رحم هستند که به شخصيت هاي ايراني روبه روي خود به عمد شليک نمي کنند يا آن قدر منتظر مي مانند که ايراني هاي محاصره شده در کانال، با خيالي آسوده از پشت بي سيم وصيت هاي خود را بکنند و سپس به درد دل کردن با هم بپردازند و در انتها هم به علت مهرباني بيش از حد بعثي هاي خبيث به شوخي با هم بپردازند، اما در قسمت ديگري از فيلم همين بعثي هاي مهربان قصد تجاوز به سميره را دارند، برادر 13ساله او را شهيد مي کنند و ... مثال هاي اينچنيني در فيلم بسيار است و همه و همه مربوط به فيلمنامه آشفته و متناقض اثر است که انگار فقط براي شعار دادن نوشته شده است. شعارها و بزرگنمايي هايي که همه مان مي دانيم متعلق به اين دوران نيستند. در دوراني که کلينت ايستوود فيلم هايي جنگي مي سازد که در آنها هر دو طرف جنگ به يک ميزان نشان داده مي شوند تا از اين طريق مخاطب حق قضاوت و انتخاب داشته باشد، ساخته شدن فيلم هايي از قبيل « روز سوم » چيزي جز يک برگشت به عقب سهل انگارانه نيست. با نگاهي کلي به تاريخ سينماي دفاع مقدس و مقايسه آن با المان هاي مشابه در فيلم « روز سوم »، مي توان به نتيجه گيري جامع تر و درست تري نسبت به فيلم رسيد.

2 - يکي از اصلي ترين خطوط داستاني « روز سوم »، وجه رمانتيک اثر است که در اينجا به صورت عشق يک افسر عراقي به يک دختر ايراني مطرح مي شود. اين مقوله نه تنها پديده تازه اي در اين ژانر نيست، بلکه تا به امروز شماري از موفق ترين آثار سينماي جنگ ايران، قسمت اعظمي از موفقيت خود را مديون پرداختن درست و اصولي به اين مقوله هستند.

در « خاکستر سبز »، ما شاهد ايجاد شدن يک عشق ماورايي بين يک خبرنگار ايراني و يک دختر بوسنيايي هستيم. در اينجا رابطه بين اين دو نفر و فضاي خفقان آور و جنگ زده بوسني، دو محور اصلي روايت فيلم را تشکيل مي دهند و کارگردان با انتخابي هوشمندانه در فيلمنامه، فضاي رمانتيک و عاشقانه بين اين دو نفر را جابه جا و به صورت پازل وار، بين صحنه هاي خشن و زجرآور جنگي گنجانده است تا هم روايتي کاملاً نو و بکر از موضوع بارها تکرار شده عشق/ جنگ به دست دهد و هم به گونه اي آينده نگرانه، پيشاپيش متذکر شود که سرانجام عشق اين دو نفر در اين شرايط، چيزي جز جدايي و مرگ نيست. نمونه موفق ديگر در اين زمينه فيلم « هيوا » است که در اين فيلم هم کارگردان، با انتخاب استراتژي اي مشابه با « خاکستر سبز »، عشق مفقود شده هيوا را از زاويه ديد ذهني خود هيوا به مخاطب نشان مي دهد تا تماشاگر با کمترين فاصله نسبت به کاراکتر اصلي، با تمام وجود شريک دردها و نسيان هاي اين شخصيت باشد.

اما در فيلم « روز سوم »، اين موضوع به شکلي کاملاً سردستي و به ساده ترين شکل ممکن برگزار شده است و مخاطب فيلم هنگام تماشاي آن به هيچ وجه با کاراکترهاي اصلي همذات پنداري نمي کند، چون اساساً شخصيت پردازي پيش پا افتاده و سهل انگارانه فيلم اين اجازه را به مخاطب نمي دهد و اين موضوع بزرگترين ضربه را به فيلم وارد کرده است.

ريشه اين مساله در فيلم به عوامل مختلفي بازمي گردد. يکي از اين عوامل مي تواند انتخاب بازيگر غلط فيلم باشد.

دقت کنيم که در موفق ترين فيلم هاي سينماي دفاع مقدس، هميشه و هميشه ترکيب درست بازيگران و نقش آفريني هاي درخشان آنها کمک بسزايي به تاثيرگذاري هرچه بيشتر فيلم ها کرده است. از نقش آفريني هاي درخشان خسرو شکيبايي و گلچهره سجاديه در فيلم « سرزمين خورشيد » (احمدرضا درويش) گرفته تا ترکيب درخشان تر خسرو شکيبايي و بيتا فرهي در فيلم « کيميا » (احمدرضا درويش) و ... تا بالاخره بازي رشک برانگيز جمشيد هاشم پور در نقشي کاملاً دور از انتظار و بدون حتي يک کلمه ديالوگ در فيلم « مزرعه پدري »؛ که اين مورد آخر نمونه اي کاملاً آموختني از انتخاب درست بازيگر است که نشان از تجربه و شناخت بالاي کارگردان آن دارد. تمام موارد بالا به علاوه موارد پرشمار ذکر نشده را مقايسه کنيد با ترکيب پوريا پورسرخ و باران کوثري. بازيگران يادشده در بالا همه و همه از باتجربه ترين و بهترين بازيگران سينماي ايران بوده و هستند، در حالي که بازيگران « روز سوم » نه تنها تجربه امثال خسرو شکيبايي و گلچهره سجاديه را ندارند، بلکه اساساً به لحاظ توان خلاقه بازيگري فرسنگ ها با آنها فاصله دارند.

دقت نکردن به همين مساله اوليه در فيلم « روز سوم »، اولاً بزرگترين ضربه را به فيلم وارد کرده که همانا عدم نزديک شدن مخاطب به کاراکتر است، ثانياً نمايان گر بي تجربگي کارگردان در عرصه سينماي دفاع مقدس است. البته در اينجا بازهم بايد از بازي خوب و انتخاب درست حامد بهداد براي نقش فواد ياد کرد که با حضور پرانرژي خود و بازي پر از جزئياتش، تا حدي فيلم را از شکست کامل نجات داده است. براي نمونه در صحنه اي که ايراني ها خانه سميره را محاصره کرده اند تا وي را از دست فواد نجات دهند، در لحظه اي که سميره هيچ توجهي به حرف هاي فواد نمي کند و از خانه خارج مي شود، بهت و اندوهي در ميميک صورت و چشمان حامد بهداد موج مي زند که مخاطب را وادار به همذات پنداري با اين شخصيت منفي مي کند. رسيدن به اين ميزان پختگي و مهارت در بازيگري حامد بهداد نشان از استعداد ذاتي و تمرينات جدي وي دارد که قطعاً در آينده اي نه چندان دور به نتايج درخشان تري هم خواهد رسيد. از منظري ديگر هم تنها شخصيت فواد است که واقعاً به مرز شخصيت بودن مي رسد، وگرنه بقيه نقش ها و شخصيت ها همه در حد تيپ باقي مي مانند؛ همه اين مشکلات ريز و درشت فيلمنامه اي قابل کمرنگ تر شدن بودند اگر فيلم حداقل کارگرداني قابل قبولي ارائه مي داد.

متاسفانه از اين منظر هم فيلم حرفي براي گفتن ندارد. انتخاب نماها و زاويه دوربين و هدايت سياهي لشگرها و از همه مهمتر، صحنه هاي جنگي فيلم با معيارهاي بيست سال پيش سينماي دفاع مقدس هم قابل مقايسه نيستند. حتي فيلمي چون « کاني مانگا » (سيف الله داد) هم به لحاظ قابليت هاي فني و تکنيکي و بصري از « روز سوم » غني تر است، چه برسد به فيلم هاي احمدرضا درويش و رسول ملاقلي پور که هر دو در پرداختن به وجوه تکنيکي و نزديک شدن هرچه بيشتر به واقعيت به شدت خشن و درنده جنگ، فيلم به فيلم جاه طلب تر و کمال گرا تر شدند که نتيجه اين کمال گرايي و جاه طلبي هنرمندانه، « دوئل » و « مزرعه پدري » بود که هر دو به رغم اشکالات و کاستي هاي فيلمنامه اي، حداقل به لحاظ فني و بصري و تکنيکي با نمونه هاي خارجي سينماي جنگ قابل مقايسه بودند. کاش محمدحسين لطيفي پيش از ساختن « روز سوم » نگاهي هر چند گذرا به پس زمينه غني سينماي دفاع مقدس مي انداخت تا نتيجه کارش به فيلمي چون « روز سوم » ختم نشود.

نوشته شده توسط parichehr در جمعه هفدهم اسفند 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

ساعت شني

گزارش كامل نقد سريال«ساعت شني» با حضور 12 كارشناس در پژوهشكده ابن‌سينا

 

 

 

 

ضرورت توجه به مسايل انساني در بحث «رحم جايگزين» و...
گزارش كامل نقد سريال«ساعت شني» با حضور 12 كارشناس در پژوهشكده ابن‌سينا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

 

نشست نقد و بررسي سريال تلويزيوني «ساعت شني» با حضور اعضاي هيأت علمي پژوهشكده‌ي ابن‌سينا، مدرسان حوزه علميه و اساتيد و صاحب‌نظران امروز ـ14 اسفند ماه ـ در مدت زمان بيش از 3 ساعت برگزار شد.

 

***

به گزارش سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، تهيه‌كننده سريال «ساعت شني» گفت: حدود دو سال و نيم روي فيلم‌نامه‌ي «ساعت شني» كار شد. اگر آسيب‌هاي اجتماعي كه ما در تحقيق به آن رسيديم را در اين سريال مطرح مي‌كرديم واقعا بحث‌برانگيز مي‌شد.

شكري افزود: وزارت بهداشت بايد از صداوسيما بخواهد كه برخي از مسايل را از طريق نمايش در جامعه فرهنگ‌سازي كند.

محمدمهدي آخوندي رييس پژوهشكده‌ي ابن‌سينا و رييس مركز فوق تخصصي درمان ناباوري و سقط مكرر ابن‌سينا نيز در اين نشست كه در محل دانشكده علوم‌پزشكي شهيد بهشتي برگزار شد گفت: امام(ره) فرمودند صداوسيما دانشگاه است. اين سازمان مي‌تواند آموزش دهد و تحول ايجاد كند تا مردم به سمت درست هدايت شوند.

وي با اشاره به موضوع داستان سريال «ساعت شني» با عنوان رحم جايگزين بود. گفت: در نشستي با مسوول شبكه يك سيما، او معتقد بود كه بحث اين سريال رحم جايگزين نيست، بلكه منظور ما مفاسد اجتماعي است. اما موضوع بحث ما در اين نشست «رحم جايگزيني» است. چرا كه نمي‌توان يك بحث درماني جديد را كه بسياري از مردم با آن درگير هستند را كنار گذاشت.

آخوندي ادامه داد: در هر صورت ما نيازمند توجه به ابعادي هستيم كه در اين سريال مطرح شد. رحم جايگزين، مساله‌اي بين رشته‌اي است كه در بين خود متخصصان نظرات مختلفي وجود دارد.

 

***

به گزارش ايسنا، محمدجلال عباسي جامعه‌شناس نيز در ادامه اين نشست گفت: اين جلسه براي آگاهي‌دادن به مردم ترتيب داده شده است. هدف ما اين است كه به صورت محتوايي اين سريال را بررسي كنيم و همچنين بيان كنيم كه اهداف مورد نظر اين سريال درست بوده است يا نه.

وي افزود: خورشيد در كنار رنگين‌كمان جلوه‌اي ندارد، بنابراين بهتر است كه جامعه را سفيد يا سياه نشان ندهيم بلكه واقعيتي كه منجر به آگاهي مردم و همچنين راه‌گشا براي مسوولان شود را نشان دهيم.

عباسي ادامه داد: زماني‌كه ما مسايل اجتماعي را مي‌خواهيم بيان كنيم بايد از افراد متخصص در كنار هم استفاده كنيم تا نتيجه كار خوب از كار درآيد.

وي تصريح كرد: افراد متخصص در دانشگاه‌ها وجود دارد، اما در تيتراژ اين سريال اسم هيچ‌كدام از اين افراد وجود نداشت.

اين جامعه‌شناس خاطرنشان كرد: سريال دو بحث ناباروري و آسيب‌هاي اجتماعي را دنبال مي‌كرد. اگر فيلم‌نامه‌نويس پراكنده‌گويي نمي‌كرد، ممكن بود سريال بهتر از اين از كار درآيد.

وي افزود: تعداد زيادي از افراد جامعه نابارور هستند، بسياري از آن‌ها نيز به بچه‌دارشدن نگاه سنتي دارند.

با توجه به اين‌كه بحث حقوقي اين مساله هم اخيرا در ايران مطرح شده است و ايران به عنوان يك كشور اسلامي براي مشروعيت‌بخشيدن به مساله رحم جايگزين پيشگام بوده است؛ لازم است به خاطر اين‌كه ما در آغاز كار هستيم به مردم در اين زمينه آگاهي دهيم.

عباسي افزود: عمدتا طبقه متوسط جامعه هستند كه به اطلاعاتي كه صداوسيما به آن‌ها مي‌دهد اعتماد دارند.

افراد ناباروري هستند كه به دنبال حمايت هستند اگر از طريق رسانه به مردم در اين زمينه اطلاعاتي داده شود اين حمايت به وجود مي‌آيد.

وي ادامه داد: در اين سريال به بحث رحم جايگزين خيلي سطحي برخورد شد و عوامل اين سريال از مراكز علمي هيچ مشاوره‌اي نگرفتند.

اين جامعه‌شناس تصريح كرد: هرچند تفكر اصلي نويسنده اين سريال رحم جايگزين بوده، اما بعد آسيب‌شناسي اجتماعي نيز به آن اضافه شده است. سريال مي‌توانست حاشيه‌هاي كم‌تري داشته باشد كه اين مساله باعث كوتاه‌شدن «ساعت شني» مي‌شد، اما اين موضوع باعث مي‌شد به آسيب‌هاي اجتماعي عميق پرداخته شود.

وي خاطرنشان كرد: در طبقه متوسط جامعه ما كساني داوطلب رحم اجاره‌اي هستند بسيار با احساسات و عواطف اين كار را انجام مي‌دهند، اما اين سريال به خوبي اين موضوع را نشان نداد.

عباسي گفت: لازم بود بعد از سريال، نشست‌هاي تخصصي براي آگاهي‌دادن مردم صورت گيرد كه اين موضوع باعث تأثيرگذاري بيشتر مي‌شد.

وي افزود: با وجود اين‌كه شخصيتي كه به دنبال رحم جايگزين در سريال بود خودش متخصص در اين زمينه بود اما او به اين موضوع زياد تخصصي برخورد نمي‌كرد.

اين جامعه‌شناس ادامه داد: اين سريال موضوعاتي را در سطح بيان مي‌كرد و بدون اين‌كه به آن‌ها پرداخت درستي داشته باشند رها مي‌كرد.

اين جامعه‌شناس با اشاره به سخنان مسوولان صداوسيما مبني بر عبور از خطوط خط قرمزها گفت: مساله اصلي اين است كه چگونه از خط قرمز مي‌خواهيم عبور كنيم؟ به كجا مي‌خواهيم برويم؟ آيا آگاهانه از خط قرمزها عبور كرديم؟ اگر بنا باشد برخي بدآموزي‌ها در جامعه ايجاد شود بهتر است كه از خط‌قرمزها عبور نكنيم.

 

***

به گزارش ايسنا، آخوندي در ادامه نشست گفت: مساله مهم در «ساعت شني» در كنار رحم جايگزين، نحوه‌ي معرفي پزشك به جامعه بود. افرادي كه جامعه آن‌ها را شخصيت‌هاي موجه و معتبر جامعه مي‌دانند آيا اگر اين افراد در سريالي رواني معرفي شوند تأثير بدي بر جاي نمي‌گذارد؟!

 

****

عليرضا زالي رييس دانشكده علوم پزشكي و خدمات درماني شهيد بهشتي در اين زمينه گفت: استفاده از امكانات يك رسانه براي بيان‌كردن ناهنجاري‌هاي اجتماعي چه‌قدر مي‌تواند بر روي جامعه تأثير داشته باشد، مسلما ورود رسانه‌ها در اين زمينه محتاطانه خواهد بود همچنين اگر آن مسايل روز را در نظر نداشته باشند مي‌تواند اثر مخربي داشته باشند.

وي ادامه داد: دورخيز ارزشمند تاريخي و اجتماعي پزشكان باعث شده است كه جامعه به آن‌ها اهميت زيادي دهند. خدشه‌واردكردن به اين گروه از افراد جامعه مي‌تواند اثرات منفي درپي داشته باشد.

زالي تصريح كرد: انتقاد اصلي از طرف جامعه پزشكان به نحوه پرداختن به بازيگر پزشك اين سريال است.شرط لازم يك پزشك براي طبابت سالم‌بودن از نظر روحي و رواني است.

وي خاطرنشان كرد: «ساعت شني» صحنه‌هاي غيرواقعي پزشكي را ارايه داد. كودكي پزشك باعث شده كه او فرد بيماري از نظر روحي در بزرگسالي باشد، همچنين او از بيماران خود سوء‌استفاده شخصي مي‌كند كه تمام اين موارد دور از شأن و جايگاه جامعه پزشكي كشور است.

رييس دانشكده پزشكي شهيد بهشتي تصريح كرد: اين سريال باعث ايجاد ديوار بي‌اعتمادي بين جامعه پزشكي و مردم است.

وي گفت: موضوع ديگر اين سريال دروغ‌گويي بازيگر پزشك به اطرافيانش است يك پزشك بايد نسبت به ديگر افراد صداقت داشته باشد.

زالي افزود: رحم جايگزين به نوعي در اعتقادات ديني ما نيز وجود دارد در اسلام مساله دايه‌گري و مادر رضايي وجود دارد. رحم جايگزين را مي‌توان دايه‌اي قبل از تولد دانست. بنابراين رحم جايگزين يك موضوع انساني است. بايد براي بيان آن جزئيات ريز را در نظر داشت.

وي تصريح كرد: از شرايط انتخاب فردي كه براي دادن رحم جايگزين انتخاب مي‌شود سلامت روحي و جسمي است كه باز اين موضوع در اين سريال به درستي بيان نشده است.

زالي بيان كرد: جامعه پزشكي انجام مراحل آزمايشگاهي اين مساله را به صورت كار گروهي انجام مي‌دهد در اين سريال نشان داده شد كه بازيگر پزشك تمام كارهاي تخصصي را خودش به تنهايي انجام دهد.

 

****

به گزارش ايسنا، آيت‌الله محمد قائني ـ مدرس حوزه علميه قم ـ گفت: صداوسيما سريال‌هايي را كه ارايه مي‌دهد نوعي سرگرمي همراه با آموزش را در نظر دارد. صداوسيما به اين علت كه مخاطبش وسيع است صرف سرگرم‌كردن نبايد مسايلي را در جامعه زير سوال ببرد.

وي افزود: مسايل اين‌چنيني بايد طوري پرداخته شود كه نوجواناني كه ممكن است بيننده اين سريال باشند لطمه‌اي وارد نشود.

قائني ادامه داد: در آموزه‌هاي ديني مساله حيات به خصوص براي نوجواناني را كه به سن ازدواج نرسيده‌اند بسيار تأكيد شده است.

وي تصريح كرد: قرين قراردادن رحم جايگزين با مسايلي ديگر (اعتياد) باعث مي‌شود مردم از موضوعي مثل رحم جايگزين روي برگردانيم.

مدرس حوزه علميه قم خاطرنشان كرد: شرع اسلام، نسبت به گناه آن‌قدر تأكيد شده است كه علني‌ گناه‌كردن گناهي بزرگ‌تر محسوب مي‌شود در قسمت‌هايي از اين سريال گناهاني كه نشان داده مي‌شد آيا جنبه امر به معروف شده است؟ اگر اين موضوع مدنظر بوده است بسيار ارزشمند است، اما برخي قسمت‌ها چنين به نظر نمي‌رسد.

وي تصريح كرد: افراد مذهبي در اين سريال از طبقه محروم جامعه انتخاب شده بودند.

 

****

به گزارش ايسنا، حجت الاسلام گلي مشاور مذهبي در شبكه اول سيما گفت: در مورد اين سريال نقدهاي غيرمنصفانه‌اي شده است اما اين نقد در ساحت دانشگاه بسيار منصفانه بود.

وي افزود: قطعا دانشگاه وظيفه آگاهي‌رساندن به مردم و دستگاه‌ها را دارد. بيشتر مخاطب عمومي جامعه مربوط به صداوسيما است، بنابراين چنين نشست‌هايي مفيد است. بهتر است كه در مورد برنامه‌هاي ديگر صداوسيما نيز چنين نشست‌هايي برگزار شد.

گلي ادامه داد: ارتقاء باورها، فرهنگ‌سازي در رشد انسان و ارايه مسايل ملي و مذهبي از وظايف تلويزيون است. يكي از قالب‌هايي كه مي‌توانند اين موضوع را بيان كنند، نمايش است.

اين كارشناس مذهبي در رسانه تصريح كرد: «ساعت شني» تلاش مشترك صداوسيما و بهزيستي بود. انتخاب بهزيستي فقط براي مشورت با صاحب‌نظر بود. بنابراين اين سريال دنبال متخصصان و مشاوره‌گرفتن از آن‌ها نيز رفته است.

مشاور مدير شبكه اول سيما خاطرنشان كرد: سازمان بهزيستي بازوي مشاوره اين سريال نه بازوي مالي بود البته كمك‌هاي مالي نيز به« ساعت شني» كردند.

وي افزود: در مورد اين موضوع كه «ساعت شني» يك پزشكي را روان‌پريش نشان داده بود. در پاسخ به اين سوال بايد مطرح كنم كه آيا نبايد افراد رواني جامعه را در سريال‌ها نشان داد؟ بنابراين اگر ما به سراغ هر قشم از جامعه مي‌رفتيم آن قشر اعتراض مي‌كرد.

گلي افزود: خانم دكتر اين سريال در زماني‌كه روان‌پريش بود به هيچ عنوان طبابت نمي‌كرد و بعد از اين‌كه بهبودي كامل او حاصل شد به طبابت پرداخت. مهشيد يك فرد قابل قبول و دوست‌داشتني براي مخاطب بود كه مي‌تواند يك الگوي مناسب براي فردي كه مي‌خواهد احيانا اين كار را انجام دهد باشد.

مشاور مدير شبكه اول سيما ادامه داد: در اين سريال بحث «رحم جايگزين» نه «اجاره‌اي» مطرح است. فيلم‌نامه اين سريال چندسال قبل نوشته شده بود به جز در يك ديالوگ اصلا حرفي از رحم اجاره‌اي برده نشد، بلكه اين عمل را يك ايثار نشان داد. در هر جاي اين سريال ديالوگي كه مربوط به «رحم اجاره‌اي» بود حذف شد.

حجت الاسلام گلي افزود: دكتر زالي گفت كه صداوسيما نبايد به دنبال دراماتيزه‌كردن مسايل سخت برود. سريال‌ها نه تنها به دنبال اين موضوع رفته‌اند، بلكه ديگر موضوعات حساسي مثل شيطان و ديگر مسايل ماورايي را نيز مطرح كرده‌اند به اين علت كه صداوسيما اعتقاد دارد بايد آموزش دهد.

وي افزود: رييس سازمان بهزيستي به من گفت اين سريال عزمي در ميان مسوولان ايجاد كرد كه آن‌ها توجه خاصي به بهزيستي بعد از اين سريال مي‌كردند.

وي تصريح كرد: شخصيت مينا در ابتداي سريال مجرم به نظر مي‌رسيد، اما در ادامه مخاطب متوجه شده كه آسيب‌هاي اجتماعي باعث مسايل مختلف در زندگي او شده است. بنابراين بايد نگاه جامعه‌شناسي داشته باشيم و اين مساله مي‌تواند نگاه جامعه را نسبت به يك مجرم تغيير دهد.

 

***

به گزارش ايسنا، غلامعلي سيفي حقوق‌دان نيز در ادامه اين نشست گفت: بيماري خانم دكتر در اين سريال از قبل بوده است، چنين چيزي ممكن نيست كه پروانه طبابت به اين فرد داده شود. همچنين در زماني‌كه اين فرد بچه را به دنيا آورد بيمار بود، ولي چنين چيزي در جامعه پزشكي ممكن نيست.

وي تصريح كرد: مهشيد به راحتي فرار مي‌كند و در كنار افرادي زندگي مي‌كند كه داراي آسيب‌هاي اجتماعي هستند از نظر حقوق مادر حامد نمي‌تواند هركاري را كه مي‌خواهد انجام دهد و بايد متعهد به رعايت آن‌چه تعهد كرده است باشد. در غير اين‌صورت خانواده متقاضي مي‌تواند از او غرامت دريافت كند.

 

***

عليرضا ميلاني‌فر ـ پزشك و حقوق‌دان ـ گفت: در هر صنف و گروهي در جامعه افرادي روان‌پريش وجود دارند. اما مساله قابل توجه اين است كه سيما در دو سريال «اغماء» و «ساعت شني» در فاصله زماني كمي يك فرد پزشك را رواني معرفي كرد.

ميلاني‌فر ادامه داد: تمام كساني‌كه مي‌خواستند در اين سريال حامل شوند افرادي مشكل‌دار بودند و براي پول مي‌خواستند اين‌كار را انجام دهند، اما در مركز ما حامل‌هايي هستند كه فقط از جنبه انساني حاضرند كه اين ايثار را انجام دهند.

 

***

به گزارش ايسنا، سروش دباغ عضو انجمن حكمت و فلسفه گفت: مناسبت مالي درباره رحم جايگزين در اين سريال بدون پيش‌زمينه مطرح شد در صورتي‌كه پيش‌زمينه داشت، مساله قابل قبولي بود. يك فرد حامل در ازاي اين كار حق دارد پول دريافت كند.

 

***

عابديني كارشناس دفتر سلامت وزارت بهداشت و درمان نيز گفت: ما هميشه در وزارت بهداشت زماني‌كه مي‌خواهيم اطلاع‌رساني كنيم صداوسيما را در اولويت قرار مي‌دهيم. موضوع ناباوري هم يك مساله اجتماعي است در چيدن اهداف اين سريال اگر بخواهيم اين مساله را منطقي جلوه دهيم بايد باعث تزلزل نگرش‌ افراد در مورد رحم جايگزين نشويم. حاشيه‌هاي موضوع نبايد آن‌قدر زياد باشند كه خود آن موضوع بد جلوه داده شوند.

 

***

بهزاد قرباني روان‌پزشك نيز گفت: مردان، زياد در بحث رحم جايگزين حامي زنان نيستند. بازيگر مرد اين سريال واقعا الگوي خوبي مي‌تواند باشد.

وي افزود: نوع بيماري رواني ماهرخ اصلا مشخص نيست. حجت الاسلام گلي گفت كه او زماني كه طبابت مي‌كرد رواني نبود، اما در صحنه‌هايي ديده مي‌شد كه او زماني‌كه با فرد خيالي صحبت مي‌كرد هم‌زمان طبابت مي‌كرد.

 

***

در پايان سيد محسن معيني ـ پزشك پره ناتولوژيست ـ گفت: بيماري ماهرخ در سريال چرخيدن رحم بود. در صورتي‌كه اصلا چنين چيزي در پزشكي وجود ندارد. همچنين سيستم بهزيستي اين‌طور نيست كه يك فرد بتواند فرار كند در ضمن نحوه حاملگي مهشيد ساده گرفته شده بود.

انتهاي پيام

نوشته شده توسط parichehr در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

حرکت اول
خبر
عکس دانیال عبادی
مصاحبه دانیال عبادی
صندلی داغ
روز سوم
ساعت شني
مصائب دوشيزه
حركت اول
باران کوثری
مصائب دوشیزه
مصاحبه
ساعت شنی
عکس


درباره ما


salam man parichehr hastam o toye iran zendegi nemionam in wblogham chon pooria ro kheili doost daram dorost kardam age khastid nazaretoon ro rajebesh begid kheili khoshhal misham inam email man hast saye_tiam@yahoo.com


نويسندگان
<-AuthorName->